چه پاسخى مىشنوى ؟ عرض كرد : نفسم بشدّت استنكاف و ردّمىنمايد . حضرت فرمودند : بسيار خوب ، حالا بيا و مخالفت با نفس بكن و اسلام را اختيار نما ! آن شخص اسلام اختيار نمود و مسلمان شد .
در اين هنگام حضرت از او سؤال نمودند و ديگر او نتوانست جواب دهد . حضرت به او فرمودند : اين مرتبه را كه به دست آورده بودى بواسطهء مخالفت با هوى و هوس و نفس در مرحلهء شرك و كفر و بُعد از حقّ بوده است و خداوند جزاى عمل و رياضت تو را به همين مطالب قرار داده بود ؛ حال كه اسلام آوردى و رضاى خدا را بر رضاى نفس ترجيح دادى ، خدا هم آنچه را كه در حال بعد و دورى از خودش به تو داده بود پس گرفت و حالا آنچه را كه لائق قرب و انس با او است به تو عنايت خواهد كرد ، و آن لذّت مصاحبت و همنشينى با او است كه به هر كسى داده نمىشود . حال ببين آنچه را كه در اين تفويض و تسليم و انقياد و عبوديّت به دست مىآورى چه خواهد بود ! و آيا اصلًا قابل مقايسه با يافتههاى قبل مىباشد ؟
آرى ، اين شخص از اصحاب و اخصّ شيعيان و اصحاب سرّ حضرت موسىبن جعفر عليهماالسّلام قرار گرفت و رسيد به آن وعدههائى كه امام عليهالسّلام بشارت آنها را به او داده بودند ؛ هَنيئًا لَه ثُمّ هنيئًا له ثمّ هنيئًا له .
اينست كرامت و عنايت و همّت امام عليهالسّلام به اصحاب و مواليان و شيعيان خود ؛ و اين است آنچه را كه حضرت حدّاد و مرحوم آقا رضوان الله عليهما براى دوستان و رفقاى خود طلب مىنمودند ! نه خواب و خيالات و كشف و خوارق عادات و امور بچگانه و هوسرانه و گذرا .
آخرين مرتبه سعادت و فلاح لقاء پروردگار است
بىجهت نبود كه دائما حضرت حدّاد اين مناجات مريدين حضرت سجّاد عليهالسّلام را قرائت مىنمودند و با صوتى بسيار حزين و دلكش كه حاكى از يك حرقت درون و آتش اشتياق و ولهِ بسوى لقاى حبيب و زيارت معشوق بود
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 249
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٤٩