تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
درويشى كه نهايت همّتش تقاضاى كيميا از أميرالمؤمنين است مرحوم والد قدّس سرّه به نقل از مرحوم آية الله حاج شيخ عبّاس هاتف قوچانى ( وصىّ مرحوم قاضى رضوان الله عليهم ) مىفرمودند : مرحوم قاضى مىفرمود : من در بعضى ايّامى كه به قصد زيارت حرم مولى أميرالمؤمنين عليه‌السّلام مشرّف مىشدم مىديدم درويشى در كنار صحن مطهّر نشسته و همينطور به حالت سكوت فقط نظر به گنبد مطهّر دارد و هيچ كار ديگرى نمىكند ، و در تمام مدّت روز كار او همين بود ؛ تا اينكه روزها از اين مسأله گذشت . يك روز من وقتى به حرم مشرّف شدم او را نديدم و متعجّب شدم كه چه شده و او كجا رفته است ؟ ! از حرم كه بيرون آمدم صُدفةً او را در خيابان ديدم و جلو رفتم و از احوال او جويا گشتم و گفتم : امروز شما را ما در صحن نديديم ، مطلب از چه قرار است ؟ او پاسخ داد : من از حضرت تقاضاى كيميا و اكسير نمودم و براى حصول اين مطلب چهل روز به ايراد اذكار و اوراد و خلوت و توجّه به آن حضرت سپرى نمودم ، تا اينكه ديروز حضرت آرزوى مرا برآورده نمود و حاجتم را روا ساخت ! گفتم : از كجا فهميدى كه حاجتت ادا شده است ؟ گفت : مُلهَم شدم به اينكه قدرتى در من بوجود آمده است ، و احساس كردم كه حالم تغيير يافته و در خود نيرو و توانى جهت تصرّف در اشياء ملاحظه نمودم . در اين هنگام بچّه‌اى از كنارم ردّ شد و در دست او يك سينى مسى كوچكى قرار داشت . بچّه را صدا زدم و دست خود را بر سينى زدم ، ديدم فوراً به طلا مبدّل گشت . فهميدم اشتباه نكرده‌ام ، و از حضرت تشكّر كردم و از چلّه نشينى خارج شدم ! حال بنگريد كه اين درويش مسكين و بيچاره همّت مولى را در چه چيز ديده است ، در تبديل مس به طلا ! ! درحاليكه همان مولى مىتوانست وجود او را مبدّل به وجود توحيد نمايد ، و از او يك عبد و بندهء صالح پروردگار بسازد ، و