مسرورانه از آن دم مىزند ؛ و اگر براى او مهمّ و بزرگ نبود و مايه مباهات و تعلّق نبود كه وقتى از او خواسته شده بود كه تفويض كند و از اين حالت خود را برهاند و از اين قيود و بندها خود را آزاد و رها سازد و به مرتبه تسليم و عبوديّت وارد شود ، مىپذيرفت ! اين چه همّتى است كه او را از رسيدن به حقّ باز داشته است ، و از سعادت دارين محروم نموده است و توفيق وصول به حقيقت عبوديّت را از او سلب كرده است ؟ ! مگر الآن در بعضى از كشورها همچو هند و غيره افرادى نيستند كه از هر چه از آنها سؤال شود از مسائل عالم مادّه و گمشدهها و معضلات و حوائج پاسخ مىدهند ؟ و از منويّات خبر مىدهند و راست هم مىگويند ؟
همّت مولى اين است كه مس وجود انسان را طلا كند نه اينكه قدرتى بدهد كه مس را به طلا مبدّل نمائى . مولى اقيانوس است ، دريا است ، بىكران است ، تجلّى اعظم پروردگار است ، مستغرق در بحار توحيد و فانى در ذات حقّ است . به هر كس هر چه بخواهد مىدهد ؛ اگر خرمهره بخواهد مىدهد و اگر برليان و جواهر بخواهد مىدهد . براى او فرقى نمىكند كه چه دهد ؛ او كه از خود نمىدهد تا بر از دست رفتن و فقدانش افسوس خورد . او از خوان بىانتهاى حقّ مىدهد . او واسطه است و اصل كس ديگرى است . او آلت حقّ است و حقيقت وجود از آن حضرت حقّ است . آلت حقّ و واسطهء حقّ كه از خود اراده و اختيار ندارد ؛ او به وجود حقّ موجود و متحقّق است . پس او بيكران است به بىكرانى حقّ ، و مطلق است به اطلاق حقّ ، و مفيض است به فيض حقّ ؛ نه اينكه او بىكران است مانند خدا و مفيض است مانند پروردگار ، اين عين شرك و كفر است . زيرا در عالم تحقّق و وجود دو چيز نيست ، دو مفيض نيست ، دو بخشنده نيست ؛ فقط يكى است و او حضرت حقّ است . لذا أميرالمؤمنين عليهالسّلام از خود نمىبيند اين فيض و عنايت را ، از خدا مىبيند ؛ حال :
گر گدا كاهل بود تقصير صاحب خانه چيست ؟
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 246
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٤٦