المَعرفةِ و صِدقِها منهُم بِنا . فما يحبِسُنا عنهُم إلّا ما يَتّصلُ بِنا مِمّا نَكرهُهُ و لا نُؤثِرهُ منهم [ 1 ] .
« و اگر چنانچه پيروان و شيعيان ما كه خداوند ايشان را بر طاعت خويش موفّق گرداند دلهاى خود را به هم پيوسته و متّحد مىگردانيدند بر اساس وفاء به عهدى كه بسته بودند نسبت به ولايت ما و حمايت و پشتيبانى از ولايت و لوازم آن ، توفيق زيارت و لقاء ما از آنان فوت نمىگرديد ؛ و سعادت مشاهدهء ما با معرفت تامّ و كامل و صدق آنها نسبت به ما نصيب ايشان مىگرديد . پس هيچ امرى موجب حرمان آنها از فيض حضور ما نيست مگر آن اعمال و كردارى كه از آنان سر مىزند و موجب تكدّر خاطر ما را فراهم مىآورد و ما از ايشان انتظار نداريم . »
حضرت در اين پيام علّت حرمت زيارت و مشاهده شيعيان را عدم توجّه به تكاليف شرعيّه و صدور امور منهيّه از ايشان مىدانند ، كه موجب مىشود توفيق زيارت و حضور امام عليهالسّلام از آنان سلب گردد . و اگر چنانچه همانها به مرتبه معرفت حقيقى صاحب ولايت نائل شوند ديگر هيچ رادع و مانعى جهت كسب فيض از محضر حضرتش وجود ندارد .
بارى سخن در اين وادى بسيار است و تفصيل كلام را بحول و قوّهءالهى به جاى خود موكول مىنمائيم .
صحبت در كيفيّت ارتباط ولىّ كامل و عارف و اصل با مردم و نحوهء گفتار و شيوهء كردار او بود ؛ و عرض شد كه عارف كامل در هر زمينه كلام و گفتار و عمل و فكر فقط متمحّض در توحيد است و از آن به هيچ مرتبهاى تنازل نمىنمايد ، و تنازل از اين مرتبه را خسران و از دست دادن فرصت و از بين رفتن استعداد مىداند ، گرچه آن مرتبه بسيار حائز اهميّت و عالى و فوقالعاده باشد .
هامش
[ 1 ] - الاحتجاج ، ج 2 ، ص 499