انانيّت و حيثيّتهاى بشرى و تعلّقات نفسى در آنها به انتهاء نرسيدهاست ، لذا وجود آنان با وجود بالصّرافهء حضرت حقّ معيّت و اتّحاد پيدا نكرده ، و آثار و شوائب غيريّت مانع از ورود در حريم اطلاقى و لايتناهى حضرت حقّ مىباشد ، و با كسانى كه توفيق تشرّف به حضور سلطان پيدا نمودهاند بيگانهاند ، و از دور به مبهمات و مجملاتى نظاره مىكنند و اصلًا و ابداً اطّلاعى از آنچه كه در آن مرتبه از تجرّد و توحيد مىگذرد ، و چه نجوىها و سَر و سِرّها و خلوتها و داد و ستدها كه عاشق با معشوق در عالم وحدت و اتّحاد انجام مىدهد ندارند . در آن مرتبه فقط حقّ است كه در صور مختلف تجلّى مىنمايد ، و اوست كه به أشكال گوناگون به جلوهنمائى مىپردازد . گاه به صورت راكع و ساجد به نماز برمىخيزد و گاه به صورت مريض و مبتلا در منزل و بيمارستان خود را مىنماياند . در آن مرتبه ديگر تفاوتى نيست بين اشكال مختلف و ادوار متفاوت ؛ زيرا در آن مرحله فقط حقّ متجلّى است و جلوه در آنجا ديگر رونقى ندارد و بازارى به دست نمىآورد . در آنجا تمام ، نماز است و ركوع است و سجود است و خلوت است و عبادت است ، و همه يك چيز است و آن جلوهء حقّ است .
و امّا از آنجا كه ما از اين مرتبه غافليم و حقيقت را در صورت و جلوه نه در متجلّى و ذوالصّورة مىيابيم و مشاهده مىكنيم ، فقط آنچه را كه صورت مثالى آن در عالم برزخ منكشف مىشود حقّ مىپنداريم ، و غير آن را عدم به حساب مىآوريم و حكم به معدوميّت آن مىنمائيم و بر نبود آن ايراد و اشكال و اعتراض مىنمائيم .
آرى اين اخبارى كه دلالت بر مقام انس و قربِ به حقّ دارد كه مىفرمايد :
لى مَعَ اللهِ حالاتٌ لا يَسعَهُا مَلَكٌ مقرَّبٌ و لا نبىٌّ مُرسَل ، اشاره به همين مقام است . يعنى مقامى كه قابل صورتبندى و شكلگيرى نمىباشد ، تا در عالم برزخ ملائكه و نفوسى كه مطّلعاند از آن اطّلاع حاصل نمايند . آنجا عالمى است بدون
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 236
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٣٦