تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
منزل و مأواى محبوب مىبينند و همچنان كه باطن آنها با آن حضرت معيّت دارد ، ظاهرشان را نيز متبرّك به بركات ظاهرى آن حضرت مىنمايند .

نقل داستان تهجّد مرحوم حاج سيد احمد كربلائى در مسجد سهله از كتاب « توحيد علمى و عينى »

مرحوم والد قدّس الله سرّه در مقدّمهء كتاب « توحيد علمى و عينى » در احوالات عارف كامل و فقيه نحرير آية الله العظمى نادرهء دهر حضرت حاج سيّد احمد كربلائى چنين مىنگارند : مرحوم آقا سيّد جمال الدّين براى حقير نقل كردند كه : در ايّام جوانى كه تحصيلات ايشان در اصفهان بوده است استاد و مربّى اخلاقى ايشان ، مرحوم آخوند كاشى و مرحوم جهانگيرخان قشقائى بوده‌اند . و چون به نجف اشرف مشرّف مىشوند استادشان مرحوم آقا سيّد جواد بوده‌است . و مىفرمودند : او مردى سريع و پرمايه و پر محتوى بود و مىگفت : اگر از عالم بالا به من اجازه دهند ، در سر چهارراه‌ها ، چهارپايه مىگذارم و بر روى آن مىايستم و مردم را به توحيد و عرفان خداوندى مىخوانم . و ديرى نپائيد كه به رحمت حق پيوست و من به مرحوم آية الله و مربّى اخلاقى : آقاى شيخ على محمّد نجف آبادى رجوع كردم و از او دستور مىگرفتم . مدّتها از اين موضوع گذشت و من در تحت تعليم و تربيت او بودم ؛ تا يك شب كه بر حسب معمول به مسجد سهله آمدم براى عبادت . و عادت من اين بود كه به دستور استاد هر وقت شبها به مسجد سهله مىرفتم ، اوّلًا نماز مغرب و عشاء را بجاى مىآوردم و سپس اعمال وارده در مقامات مسجد را انجام مىدادم ، و پس از آن دستمالى را كه در آن نان و چيزى بود به عنوان غذا باز مىكردم و مقدارى مىخوردم ، آنگاه قدرى استراحت نموده و مىخوابيدم ، و سپس چندين ساعت به اذان صبح مانده برمىخواستم و مشغول نماز و دعا و ذكر و فكر مىشدم ؛ و در موقع اذان صبح نماز صبح را مىگزاردم و تا اوّل طلوع آفتاب به بقيّه وظائف و اعمال خود ادامه مىدادم ، آنگاه به نجف مراجعت مىنمودم .