تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
و بدون زيارت ايشان به ايران مراجعت كرد . مرحوم والد رضوان الله عليه بسيار از اين عمل ناراحت و مكدّر شدند و بطور جدّىترى ايشان را مورد بازخواست و مؤاخذه و حساب و كتاب قراردادند ، و سخنان خود را با ايشان در مورد حضرت حدّاد شديدتر و دائرهء بحث را تنگ‌تر نمودند ؛ و از آنجا كه آن مرحوم فرد صادق و صافى بود تا حدودى اين مطالب بر روى او تأثير گذارد و كمى از شدّت و حدّت نظراتش نسبت به مرحوم حدّاد كاسته گرديد .

جريانى باعث تغيير عقيده مرحوم حاج هادى نسبت به حضرت حدّاد مىگردد

اين فراز و نشيب همچنان ادامه داشت تا اينكه مرحوم حدّاد به حجّ مشرّف مىشوند و اتّفاقاً در موقع مراجعت ، مرحوم حاج هادى ابهرى نيز به عتبات مشرّف بودند . حضرت حدّاد هنگام ورود به كربلا قبل از آمدن به منزل اوّل به زيارت حضرت سيّد الشّهداء و بعد به زيارت حضرت أبىالفضل العبّاس عليهماالسّلام مشرّف مىشوند و سپس به منزل خود تشريف مىآورند . مرحوم حاج هادى كه خود ناظر اين جريان بوده است يك مرتبه منقلب مىشود و تمام وساوس شياطين و نقشه‌هاى اهريمنى آنان با اين عمل حضرت حدّاد در نفس او نقش بر آب مىشود و به كذب مطالب و شيطنت آنان پى مىبرد ، و آنچنان مست از اين عمل و زيارت مىشود كه خود جلوى مرحوم حدّاد حركت كرده و با صداى بلند اشعارى را به تركى در ترحيب و تبريك به مرحوم حدّاد مىخواند ؛ و خلاصه حال و هواى عجيبى دست داده بود و شور و شعف او را دوستان خاطره‌اى به ياد ماندنى و نادر توصيف مىكنند . مرحوم والد قدّس سرّه مىفرمود : ببينيد مصيبت تا كجاست و فاجعه به چه وسعتى است كه بايد جريانى رخ دهد و مسايلى پيش آيد تا فردى كه وجودش فانى در وجود صاحب ولايت است ، و روح و سرّش مندكّ در روح و سرّ سيّدالشّهداء است و همهء شراشر حيات او را فناء و إغماء در ذوات مقدّسه