تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
ما حاوى جملهء علوميم * كشّاف جميع مشكلاتيم بيمار ضعيف را شفائيم * حبوس نحيف را نجاتيم گو مرده بيا كه روح بخشيم * گو تشنه بيا كه ما فراتيم اى درد كشيدهء دوا جوى * از ما مگذر كه ما دوائيم چون قطب ز جاىخود نجنبيم * چون چرخ اگر چه بى ثباتيم هم مغربىايم و مشرق شمس * هم ظلمت و چشمهء حياتيم [ 1 ]
وقتى غزل به پايان رسيد ، درحاليكه داشت چپق مىكشيد يك خنده‌اى زد و گفت : اين چه حرفهائى است كه اين ميزنه ! پيغمبر هم اين حرفها را نزد ؟ !

مرحوم حاج هادى حساب اهل توحيد را از مرام ائمّه جدا كرده بود

ايشان حساب اهل توحيد را از مرام و مكتب ائمّه عليهم السّلام جدا كرده بود ؛ و گرچه نسبت به حضرت حداّد قدّس الله سرّه به ديده احترام مىنگريست ، ولى در باطن خود همواره دچار نوعى كشمكش و نزاع در تطبيق مدركات خود با حالات و مشاهدات خود از مرحوم حدّاد بود ، و چه بسا با كنايات و اشارات اين دغدغه و تشويش را به زبان مىآورد . و از آنجا كه مرحوم والدرضوان الله عليه شاگرد سلوكى و تلميذ خاصّ استاد و مربّى نفوس : حضرت حدّاد بودند ، دائماً بين آن دو بر سر مسألهء عرفان و توحيد مباحثاتى در جريان بود . صفاى ضمير و پاكى سرشت و صراحت در لهجهء اين پير مرد نورانى و عاشق خاندان عصمت ، و عقد اخوّت و برادرى بين آن دو از يك طرف ، و از طرف ديگر وجود شياطين انسى و قاطعان طريق و معاندين مكتب توحيد و عرفان كه به هر وسيله و از هيچ كوششى جهت تشويش ذهن صاف و پاك او نسبت به اهل توحيد و بالأخصّ حضرت حدّاد فروگذار نمىكردند موجب معضله‌اى در روابط بين مرحوم والد و ايشان شده بود و دائماً ايشان را مىآزرد ، و ايشان نيز حقّاً و حقيقتاً
هامش
[ 1 ] - ديوان شمس مغربى ، ص 78
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 202 | السيد محمد محسن الطهراني