در عالم رفاقت و اخوّت و مردانگى و مروّت از هيچ كمكى و مساعدتى در جهت تصحيح راه و تبيين حقائق توحيدى و معرفتى براى او دريغ نورزيدند ، و انصافاً حقّاخوّت و رفاقت را دربارهء او بنحو اتمّ و اكمل ايفاء نمودند .
معاندين مكتب عرفان ذهن مرحوم حاج هادى را مشوب ساخته بودند
مرحوم والد رضوان الله عليه مىفرمود : دشمنان عرفان و توحيد و گرگان در لباس ميش و منافقان در كسوت دوست و رفيق چنان مطلب را بر مرحوم حاج هادى مشتبه كرده بودند و از مرحوم حاج سيّد هاشم حدّاد قدّس الله سرّه شخصيّتى منحرف و منعزل از مكتب اهل بيت عليهم السّلام و مخالف طريق ولاء و محبّت ساخته بودند كه بطور كلّى ذهن و فكر و حال او را منقلب كرده بودند ، و او را نسبت به مرحوم حداّد به سوء ظنّى شديد و تخيّلات و اوهام غريبى گرفتار نموده بودند . بطوريكه براى او مسلّم شده بود طريق مرحوم حداّد جداى از طريق اهل بيت و راه و منهاج او مخالف شرع و اولياى الهى مىباشد . و چنانچه مرحوم والد قدّس سرّه در كتاب « روح مجرّد » [ 1 ] شمّهاى از مسايل و مطالب آن زمان را بيان كردهاند ، ايشان نيز در همين راستا فريب اغواى مُغويان و معاندين را خورده و در دام وساوس شيطانى آنان گرفتار آمد ، و خود نيز در جهت تنقيص و تعيير و كوبيدن شخصيّت حضرت حدّاد در خطّ مخالفين مكتب حقّ و توحيد قرار گرفت . و در مجالس و محافل آنان شركت مىكرد و آنها هم از همان نقطه ضعف مرحوم حاج هادى به نحو اتمّ سوء استفاده برده و لبهء تيز حملات خود را متوجّه عدم اقامهء مجالس عزاء و مصيبت و توسّلات مىنمودند . و اين ساده دل صافى ضمير كه حدود مدركات و شعور و فهم او از همين مسائل و مطالب تجاوز نمىنمود ، مطالب خرافى و چرند و مزخرف آنان را به ديدهء قبول نگريست و بالمرّة از مرحوم حدّاد دلبريد و به صفّمعاندين و مخالفين ايشان پيوست . بطوريكه وقتى به سفر زيارتى عتبات مشرّف شده بود اصلًا به ديدن مرحومحاج سيّد هاشم حدّاد نرفت
هامش
[ 1 ] - روح مجرّد ، ص 544