مجالس توسّل جهت شفاى مريض و اداء قرض و رفع حصر از محصور و آزادى از زندان و اخذ جواز و گذرنامه و بر طرف شدن موانع جهت سفر زيارتى و غيره و رفع كدورت فيما بين و ايجاد الفت و محبّت ذاتالبين ، همه و همه خلاف طريق و مسير عرفاى الهى است .
عرفاى الهى امام عليهالسّلام را براى خود امام مىخواهند و مقصود از توجّه و لفت نظر به امام را اندكاك در ولايت مطلقهء او مىدانند و او را مقصد اقصى و غايت هر ميل و شوق و توجّه به حساب مىآورند ، خواه قرض آنها اداء شود يا نشود ، خواه مريض آنان خوب شود يا بميرد ، خواه در انواع شدائد و گرفتاريها روزگار بگذرانند يا آسوده شوند ؛ دعوت آنان به سمت معرفت حقيقى امام عليهالسّلام است و اصلًا بوئى از امثال اين مطالب در سخنان اينها به چشم نمىخورد . اگر هزار سال در كنار آنان بنشينى و براى تو صحبت كنند ، يك بار نخواهى شنيد كه بگويند : براى اداء قرضت توسّل به سيّد الشهداء عليهالسّلام بنما و چه و چه . . . تمام گرفتاريها را در طول حيات بر خود جائز مىشمردند ولى از امام عليهالسّلام براى رفع آنها استمداد نمىكردند . آنها امام را براى دستگيرى در عوالم نفس مىخواهند ، نه براى قضاء حوائج مادّى و دنيوى . آنها امام عليهالسّلام را واسطهء فيض حضرت حقّ مىدانند و مُجرى مشيّت متقنه و ارادهء حتميّه پروردگار بشمار مىآورند ، نه صندوق قرضالحسنه و محكمهء حلّ و فصل تخاصمات .
امام عليهالسّلام در اين دنيا نيامده تا قرض اداء كند و بيمارى سرطانى شفاء بخشد و گذرنامه و بليط براى ما تهيّه كند . امام عليهالسّلام مُجرى قضاء و مشيّت پروردگار است ، نه اينكه خود از آن مشيّت و قضاء تخلّف نمايد .
در زيارت جامعه مىخوانيم :
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 181
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٨١