مرتبهء توحيد و شؤونات آن به آثار و شؤونات غير خود در مراتب تعيّن تنازل نمىنمايد ، و براى هيچ مخلوقى ولو رسول خاتم صلّى الله عليه و آله و سلّم به مقدار ذرّه مثقالى حيثيّت استقلالى و وجود مستقلّ قائل نمىباشد ، و با صفت قهّاريّت و جنبهء غيرت خود چنان مىتازد كه احدى را تاب عرض اندام ولو به مقدار بال پشهاى در قبال كبريائيّت و جبروتيّت و عظمت و غناء او باقى نمىماند ، همينطور عارف كامل و ولىّ خدا در همهء سخنان و مواعظ و مجالس و نوشتجات ، سخن از توحيد و شؤونات توحيد و آثار توحيد و اتّجاه به سمت توحيد دارد ، و ابداً از اين مرتبه به ساير مراتب مادون تنازل نمىكند . زيرا حيثيّت او متحيّث به حيثيّت حضرت حقّ شده است ، و وجود او متحوّل به وجود حضرت حقّ شده است ، و ذات او متذوّت به ذات حضرت حقّ شده است . پس آنگاه چگونه متصوّر است كه حضرت حقّ از سواى خود بگويد و از سواى خود دم زند و از سواى خود سخن بميان آورد و مردم را به سواى خود سوق دهد و ترغيب كند ، اين محال است ؛ زيرا گويند :
الذَّاتى لا يَختَلِفُ و لا يَتخَلَّف و لا يَتَغيَّرُ و لا يَتبدَّل .
« ذاتى يك شىء هيچگاه از ذات خود فاصله نمىگيرد و دگرگون نخواهد شد ، و تغيير و تبديل در او راه نخواهد داشت . »
روى اين حساب عارف چه بخواهد و چه نخواهد نمىتواند غير از توحيد سخنى بگويد ، و به غير از توحيد به هر شأنى از شؤونات عالم خلق و به هر ظهورى از ظهورات و مظهرى از مظاهر توجّه كند و مردم را به آن سمت سوق دهد . نه اينكه اين مطلب از روى تواضع و اعمال رويّه در قبال حضرت حقّ باشد - اينكه كار همه مردم است - بلكه از ذات او غير از اين تراوش نمىكند و رشحات وجودى او را جز اين تشكيل نمىدهد . و اين تواضع نيست بلكه يك حكم جبلّى است و فطرى است و ذاتى است . او همهء موجودات عالم كون را
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 179
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٧٩