تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
شاكلهء حضرت مجتبى عليه‌السّلام صلح و همزيستى مسالمت آميز را با حكّام جور داشت ، سخنى عارى از حقيقت و مرتبه تحقيق است . اگر سيّد الشّهداء عليه‌السّلام بجاى برادر بزرگترش امام مجتبى بود با همان شرائط و مقتضيات عصر ، قطعاً با معاويه صلح مىنمود ؛ و اگر امام مجتبى عليه‌السّلام بجاى برادرش سيّد الشّهداء بود قطعاً با يزيد به نبرد برمىخاست . زيرا هر دو امام بودند و هر دو معصوم و هر دو نازل كننده و مجرى مشيّت الهى ، منتهى او در زمان خود به نحوى و ديگرى در زمان خود به نحوى ديگر .

نهضت عاشورا قضيّه اى متفرّد بوده و تكرار شدنى نيست

بنابراين قضيّه عاشورا قضيّه‌اى بود كه پردازنده و رقم زنندهء آن يك امام معصوم بود ، نه يك فرد ولو هر كه مىخواهد باشد . دقيقتر اينكه : حوادثى كه در روز عاشورا بوقوع پيوست و جرياناتى كه در آن روز و روزهاى پس از آن يكى پس از ديگرى رخ داد ، تماماً توسّط امام معصوم هدايت و رهبرى مىشد . و اگر مديريّت آن روز را هر فرد ديگرى سواى حضرت سيّد الشّهدا عليه‌السّلام برعهده مىگرفت ( ولو آن شخص حضرت أبوالفضل العبّاس عليه‌السّلام و يا حضرت علىّ اكبر عليه‌السّلام مىبود ) ديگر عاشورا عاشورا نمىشد ، و مسأله به صورت ديگرى درمىآمد . تأمّل و تدقيق در ظرائف و اشارات واقعهء آن روز اين مسأله را نزد ارباب خرد و بصيرت كاملًا روشن و مبرهن مىسازد كه ادارهء وقايع آن روز بايد توسّط فردى صورت گرفته باشد كه حقيقت و ذات او عين تجلّى اعظم حضرت حقّ بوده باشد ، و وجودش از همه شوائب و آثار عالم كثرت خارج گرديده باشد ، و هيچ خواست و اراده‌اى جز ارادهء حقّ از او متمشّى نشود ؛ و اين فرد حتماً بايد يك امام معصوم باشد . لذا مىبينيم كه در لسان ائمّه عليهم السّلام از اين قضيّه به عنوان يك قضيّه متفرّده و تك ياد نموده‌اند . در خبرى از حضرت أميرالمؤمنين عليه‌السّلام وارد است كه هنگام عبور ا