علىّ و حسين باشد فقط و فقط فرزند معصوم او و حجّت خدا بر عالم وجود حضرت حجّة بن الحسن العسكرى ارواحنا لتراب مقدمه الفداء مىباشد و بس . زيرا او با پدرانش در اين نقطهء مميّزه و شاخصهء توحيدى اشتراك ، و بلكه اتّحاد و معيّت دارد و بس !
و اينكه مىشنويم بعضى از خطباء و يا نويسندگان در سخنرانيها و كتابهاى خود تعابيرى اين چنين دارند ، مثلًا : انسان بايد يزيدهاى زمان خود را بشناسد و حسينهاى زمان را نيز بشناسد ؛ تمام اينها غلط در غلط است . البتّه ممكن است در يك زمان يزيدهاى بسيارى وجود داشته باشد ، امّا اين دليل نمىشود كه حسين هم متعدّد باشد . حسين زمان فقط يكى است و آن امام معصوم همان زمان است ، نه فرد ديگر .
و يا اينكه مىگويند : عاشوراهاى متعدّدى به تعداد حوادث مشابه عاشوراى حقيقى و اصلى موجود است غلط است . عاشورا فقط يكى بود و تكرار نشد و نخواهد شد . زيرا در قضيّه عاشورا مسأله آن روز فقط مسأله كشته شدن و مقابله حقّ با ظلم نبود . در قضيّه عاشورا آنچه از همه مهمتر و حسّاستر و نقش آفرينتر بود مسأله مديريّت سيّد الشّهداء عليهالسّلام بود . مديريّتى كه توسّط يك امام معصوم عليهالسّلام تحقّق مىپذيرد ، نه توسّط يك فرد عادى . و سيّد الشّهداء عليهالسّلام قبل از اينكه واقعهء عاشورا را پديد آورد يك امام بود ، يك امام معصوم . و همين امام ده سال با حكومت معاوية بن أبى سفيان لعنة الله عليه به مدارا رفتار نمود ؛ و به جهت احترام به عهدنامه منعقد بين برادرش حضرت امام حسن مجتبى عليهالسّلام و معاويه مبنى بر جواز حكومت معاويه مخالفتى با حكومت معاويه ننمود .
و اينكه بعضى ميگويند : خصوصيّت روحى و نفسى سيّد الشّهداء عليهالسّلام اقتضاى جنگ با حكومت ظلم و جور را مىنمود ، و اقتضاى روح و نفس و
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٥٢