حقيقت هوهويّه حقّ وحدت ذاتى پيدا نموده است ، چنانچه در بيان اين اشعار عاليةالمضامين بدان اشارت رفت .
مقام لى مع اللهى رسول خدا در اشعار سعدى
سعدى در اين باره چنين گويد :
كليمى كه چرخ فلك طور اوست * همه نورها پرتو نور اوست
شفيعٌ مُطاعٌ نبىٌّ كريم * قسيمٌ جسيمٌ نسيمٌ وسيم
يتيمى كه ناكرده قرآن درست * كتبخانه چند ملّت بشست
چو عزمش برآهيخت شمشير بيم * بمعجز ميان قمر زد دو نيم
چو صيتش در افواه دنيا فتاد * تزلزل در ايوان كسرى فتاد
به لا قامت لات بشكست خرد * به إعزاز دين آب عُزّى ببرد
نه از لات و عزّى برآورد گرد * كه تورات و انجيل منسوخ كرد
شبى برنشست از فلك برگذشت * بتمكين و جاه از ملك درگذشت
چنان گرم در تيه قربت براند * كه بر سدره جبريل ازو باز ماند
به دو گفت سالار بيت الحرام * كه اى حامل وحى برتر خرام
چو در دوستى مخلصم يافتى * عنانم ز صحبت چرا تافتى
بگفتا فراتر مجالم نماند * بماندم كه نيروى بالم نماند
اگر يك سر موى برتر پرم * فروغ تجلّى بسوزد پرم
نماند به عصيان كسى در گرو * كه دارد چنين سيّدى پيشرو
چه نَعْت پسنديده گويم ترا * عليك السّلام اى نبىّ الورى [ 1 ]
تمام اين حالات و كمالات با خروج سالك از مرتبه نفس در جميع اطوار و مراتب آن ميّسر مىگردد ، چنانچه مولى أميرالمؤمنين عليهالسّلام به اين نكته اشاره فرمودند .
هامش
[ 1 ] بوستان سعدى ، ديباچه