مرتبه بشرى بيرون آمده و ربّانى شده است ، و از حيطه مدركات آدمى خارج گشته و الهى شده است . و به عبارتى رسا و واضح اگر بخواهيم او را در مقام ثبوت توصيف نمائيم بايد بگوئيم : او خداى مجسّم و مقيّد و محدود در عالم طبع و كثرت است . در اينجا كلام رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم را درباره أميرالمؤمنين عليهالسّلام به ياد مىآوريم كه فرمود :
كلام رسول خدا : لا تَسبُّوا عَليًّا ! فإنَّه مَمسوسٌ فى ذاتِ اللهِ
لا تَسبُّوا عَليًّا ! فإنَّه مَمسوسٌ فى ذاتِ اللَهِ . [ 1 ]
« درباره على سخن به زشتى نرانيد ( و از او عيبجوئى نكنيد و او را مانند خود ، و آراء و اعمال او را همچو اعمال و آراء خود نپنداريد ) زيرا على در ذات خدا فانى گشته است . » و بعبارتى ديگر على خدا زده شده است ؛ او ديگر بشر نيست تا در معيارهاى حسن و قبح شما درآيد و با آراء ناقص و باطل خود بتوانيد كارهاى او را محك بزنيد و بر او به صحّت و بطلان حكم برانيد . زيرا فعل او فعل خدا است ، و فعل خدا را چگونه مىتوان با عقول ناقص خود تشخيص دهيد و بسنجيد ! فعل خدا بر اساس مصلحت و مفسده نيست تا بر اساس انطباق با آن صحيح يا سقيم شمرده شود ؛ بلكه مصلحت از فعل او نشأت مىگيرد و زائيده مىشود و تحقّق خارجى پيدا مىكند .
به ياد دارم روزى يكى از رفقاى أقدم سلوكى مرحوم والد رضوان الله عليه بنام مرحوم حاج غلامحسين سبزوارى رحمة الله عليه كه از أقدم تلامذه استاد و مربّى اخلاق ، عارف بزرگ مرحوم آية الله العظمى حاج شيخ محمّد جواد انصارى همدانى قدّس الله نفسه بود ، در حضور والد معظّم از شخصيّت بارز و صفات برجسته مرحوم انصارى مطالبى نقل مىكرد . از جمله مىفرمودند : يكى از
هامش
[ 1 ] « بحار الأنوار » ج 39 ، ص 313 ؛ « مناقب » ج 3 ، ص 221 ؛ « فرائد السّمطَين » ج 1 ، ص 165 ، حديث 127 ؛ « مجمع الزّوائد و منبع الفوائد » ج 9 ، ص 130 ؛ « كنز العمّال فى سنن الأقوال و الأفعال » ج 11 ، ص 621 ، « المعجم الأوسط » ج 9 ، ص 143