تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
تعلّقات عالم طبع بر كيفيّت اعمال عقل او تأثير گذارده ، از وصول به مرتبه حقّ و صدق و طهارت در قضاوتها و احكام و قضاياى شخصيّه و كلّيّه باز مىدارد . و تا ذرّه‌اى از آثار نفس و بقاياى تعلّقات نفس در وجود انسان باقى باشد ، آن حقيقت صاف و پاك و بىآلايش و آن آب مصفّى و مطهّر در آينه نفس و ضمير او تجلّى نخواهد كرد و قلب او را سيراب و اشراب نخواهد نمود . بناءً عليهذا بنده در مقام عبوديّت و انقياد و مجاهده و مراقبه بايد تا آنجا به پيش برود كه نه تنها در مقام فعل و كردار ، و نه تنها در مقام تصوّر و تخيّل ، و به عبارت ديگر در مقام بروز و ظهور صور مثالى و برزخى هيچ خلاف و انحراف و اعوجاجى در او مشاهده نگردد ، بلكه بايد پا را از اين مرتبه فراتر نهد و حقيقت وجود خود را فراتر از عالم مثال و ملكوت به صقع جبروت و لاهوت كشاند و نفس خود را در قربانگاه حريم يار قربانى نمايد تا اينكه حتّى كمترين شائبه‌اى در نفس و ضمير او نسبت به آثار و تعلّقات ذات خود وجود نداشته باشد تا اينكه مجبور باشد در مقام امتثال و حكم و تكليف آن را از خود بزدايد و نفى نمايد . بلكه از آنجا كه ديگر نفسى براى او باقى نمانده است و ذاتى سواى ذات حضرت حقّ وجود عينى و خارجى پيدا ننموده ، پس هرچه مىآيد از ذات حقّ مىآيد و هرچه ادراك مىكند حقيقت علميّه حقّ را ادراك مىكند ، و هر كارى كه انجام مىدهد فعل حقّ است كه بدين صورت و شكل ظهور نموده است . او ديگر فكر نمىكند تا ببيند صلاح و فساد در كجاست و آنگاه صلاح را برگزيند . او ديگر به سلسله علل و اسباب ظاهريّه توجّه نمىكند تا با آميختن آنها و تركيب آنها و حاصل و نتيجه قياس از قضاياى علمى و ظاهرى و اعتبارى بخواهد حقّ را از ميان اوهام و اباطيل متمايز و مشخص نمايد . در اينجا ديگر فكر او ظهور بلاواسطه اراده علمى حقّ است ، و فعل او ظهور بدون واسطه اراده قدرت حقّ است ، و كلام او ظهور بلاواسطه كلام و گفتار حقّ است . او ديگر از