تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
مناجات مىپردازد . اين مناجات چه مناجاتى است ؟ و چگونه است كه يك نفر آنچنان درخور مقام انس و قرب به حقّ گردد كه خداى متعال با او به نجوى بپردازد آن هم در مقام فكر و انديشه ، و تكلّم نمايد در مقام عقل و خرد ؛ و اسرار از لوازم ذات و اسماء و صفات خود را با او در ميان بگذارد . و اتّصال ضمير او را به خودش تا آنجا پيش ببرد كه فكر و انديشه و قواى عقلانى او را در تسخير و سلطه خويش درآورد ، و تبادلات معارف و اسرار عالم توحيد را بدون لفظ و صورت در سويداى ضمير و قلوب و عقل آنان انجام دهد ؟ ! سبحان الله ! اين كلام حقيقت اتّصال واقعى يك انسان به حريم قدس الهى و رفع جميع حجابهاى ظلمانى و نورانى و اندكاك تمام شوائب وجود در ذات حضرت حقّ را مىنماياند . بايد توجّه داشت كه إعمال قوّه عاقله انسان بواسطه اتّصال آن با عقل فعّال و استفاضه از فيوضات آن مىباشد ، و كيفيّت افاضه عقل فعّال بر قوّه عاقلهء آدمى و كمّيّت آن بستگى به ميزان تعلّق قوّه عاقله انسان به عالم كثرات و موهومات و تخيّلات دارد . به هر ميزان كه تعلّق عقل بشر به عالم دنيا و اعتبارات و كثرات موهوم و عالم مجاز بيشتر باشد ، حقيقت ادراك از مرحله تجرّد و نورانيّت به تخيّلات و موهومات و افكار پوچ و بيهوده تنزّل خواهد نمود ؛ و به هر مقدار كه انسان نفس را بواسطه مراقبه و رياضات شرعيّه و دورى از دنيا و زخارف آن و كثرات برهاند به همان ميزان بر استفاضه او از مرحله عقل فعّال افزوده خواهد شد . و چون تعلّق عقل به ذات و آثار و لوازم ذات است ، و اين تعلّق ناشى از حبّ نفس به ذات خود و آثار وجودى خود است ، بدين لحاظ تا زمانى كه نفس از مرتبه حبّ به ذات خويش پا فراتر ننهاده است و رفض جميع آثار و زوايا و تعلّقات خود را بالمرّه ننموده باشد ، امكان استفاده و استفاضه تامّ و پاك و صاف و طاهر از عقل فعّال براى او حاصل نخواهد شد ؛ و دائماً شوائب وجودى او و