تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حريم قدس (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
استاد همهء وجود خود را به او نسپردند ، و براى خود حظّ و نصيبى در مقام اختيار و عمل قرار دادند ؛ و استاد هم كه خارج از ميل و اختيار شاگرد كارى نمىتواند انجام دهد . مطلب ديگرى كه تذكّر او در اينجا حائز اهميّت است اين است كه : برخى تصوّر مىكنند كه عمل به دستورات بزرگان بدون تسليم و سرسپردگى به استاد راه و مربّى نفس ، انسان را به فعليّت و كمال مىرساند ؛ و لذا هيچ سعى و كوششى را براى تحصيل اين مهمّ مبذول نمىدارند ، و صرفاً بر اساس ميل و سليقهء خود به انجام اوراد و اذكار و ترتيب امور اجتماعى و شخصى مىپردازند . اين دسته نيز سخت در اشتباه و غفلت و ضلالتند ؛ زيرا همانطور كه قبلًا گذشت ، خطرات و موانع موبقه و مهلكهء راه آنقدر زياد است كه مجال حركت و رشد و سير را از سالك مىگيرد ، و در اين موقعيّت هيچ فرقى بين فرد عامى و عالم وجود ندارد ، بلكه خطرات و بلايا براى عالم به مراتب بيشتر و سخت‌تر و مهلك‌تر خواهد بود ؛ و لهذا بسيارى از اساتيد عرفان قبل از پذيرش ارشاد و دستگيرى شاگرد ، او را به تأمّل و تدبّر در امور و جريانات و حوادث مستقبله فرا مىخواندند ، و عزم و ارادهء او را در مقابلهء با اين قضايا مىآزمودند ، و از ابتداء او را متوجّه برخى از موانع و صوارف راه مىكردند ، و اگر در او نقطهء ضعف و قصورى مشاهده مىكردند او را منصرف مىنمودند . شيخ عطّار در اين باره مىفرمايد :