أميرالمؤمنين عليهالسّلام ، ثمّ الأئمّة المعصومين عليهم السّلام ، ثمّ الأنبياء و الملائكة ، ثمّ الاوصياء ، ثمّ العلماء و الاولياء .
و در زمان خودش ، اتقياء زمانش را ، لا سيّما اگر عالم باشد ، ترجيح بدهد در محبّت بر كسانى كه بعد از اويند در درجه ، و هكذا يتنزّل ؛ و ليكن سعى نمايد صادق باشد در اين محبّت ، مرتبهء آسانى نيست ، اگر متفكّر باشيد ، خواهيد فهميد كه اگر آثار محبّت در حركات و سكنات ظاهر شد ، شخص مدّعى اين محبّت ، صادق است و إلّا فلا . ليكن گمان ندارم كه به كنه و لوازمش برسى ، و حقير هم بيش از اين در وسعم نيست .
الحاصل ، لا طريق إلى القرب إلّا بشرع شريف فى كلّ كلّى و جزئى ؛ انتهى . [ 1 ]
اين نامه كه در واقع دستورالعمل سلوكى به جميع سالكان حريم حقّ است ، گرچه قدرى طولانى است و با وضع مقدّمه و مقاله چندان سازگارى ندارد ، امّا از آنجا كه نويسندهء آن مرحوم آخوند مولى حسينقلى همدانى ، از اكابر علماء و فقهاء شيعهء اماميّه ، و از طرفى سرسلسلهء عرفاى بالله و سرحلقهء اولياى الهى است ، به نحوى كه انتساب تلامذه و ارادتمندان به او ، فخرى عظيم و موهبتى الهى به حساب مىآيد ، و هرچه از عرفاء شامخين امثال مرحوم حاج شيخ محمد بهارى و حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى و آقا سيّد احمد كربلائى و مرحوم آقا سيّد على قاضى و علّامهء طباطبائى و برادر بزرگوارشان و عارف كامل مرحوم سيّد هاشم حدّاد و علّامهء طهرانى و غيره ، پس از ايشان به
هامش
[ 1 ] - تذكرة المتقين ، ص 190 الى 196 .