« مدار طريقت بر پير است ، الشيخ فى قومه كالنّبى فى امّته . »
و محقّق و مبرهن است كه به خويشتن به هيچ جائى نتوان رسيد .
و لهذا در اين باره عارف بزرگ شيخ محمود شبسترى مىفرمايد :
دل عارف شناساى وجود است * وجود مطلق او را در شهود است [ 1 ]
مرحوم علّامهء طهرانى از اساتيد خود به پيامبران الهى تعبير مىكردند ؛ شخصيّتى كه بدون جنبهء تشريع و وحى ، در همان مرتبهء اشراف و احاطه بر نفوس و ضمائر قرار دارد ، و امر او امر خداى تعالى و دستور او مانند دستور پيامبر الهى واجب الاتّباع مىباشد .
به ياد دارم روزى در مجلسى كه بين علّامهء طهرانى و علّامه طباطبائى - رضوان الله عليهما - صحبت از ميزان و مقدار اطاعت شاگرد از استادش ، در مسايل سلوكى و تقليد شرعى به ميان آمد ، مرحوم علّامهء طهرانى فرمودند : آيا مگر شاگرد مىتواند حقيقتى ماوراء كلام و فعل استادش بيابد ، و آن را ملاك براى تأسّى و تقليد و اطاعت قرار دهد ؟ !
« رسالهء لبّ اللّباب در سير و سلوك اولى الألباب » تأليف مرحوم علّامهء طهرانى ، يكى از ارزشمندترين نوشتجات و رسالههائى است كه در طول تاريخ اسلام در اين موضوع برشتهء تحرير درآمده است . عرفاى الهى هر يك بنوبهء خود سير و سلوك عملى إلى الله را ، چه در رسالهها و چه در نامهها و مقالات و كتب به أنحاء مختلف براى مستعدّين بيان كردهاند ، ليكن رسالهاى در كيفيّت تحوّلات و تبدّلات و
هامش
[ 1 ] - گلشن راز ، ص 44 .