هيهات ، هيهات كه شخصى با اين طرز تفكّر و اين گونه نگرش به اين حقائق بتواند سر سوزنى از اين معارف بدست آورد ، اينان تمام عمر خود را در تحيّر و ترديد و شكّ و بىخبرى سپرى مىنمايند ، و دست خالى بدون هيچ مستمسكى از اين عالم به عالم آخرت هجرت مىنمايند ، و تازه موقع حساب و كتاب فرا مىرسد .
پيوستن علّامهء طهرانى به عارف كامل حضرت حاج سيّد هاشم حدّاد رضوان الله عليهما
علّامهء طهرانى پس از گذشت هفت سال از اقامت در نجف و استفاضهء از بركات عتبهء مقدّسهء صاحب ولايت كبرى ، حضرت مولى الموحّدين أميرالمؤمنين عليهالسّلام ، بواسطهء عنايتى كه از جانب حضرت بقيّة الله حجّة بن الحسن المهدى ارواحنا لتراب مقدمه الفداء به ايشان شده بود ، با مبرّزترين شاگرد اخلاقى و عرفانى مرحوم قاضى ، يعنى حاج سيّد هاشم موسوى حدّاد ارتباط پيدا مىكند ، شخصيّتى كه توانست تمام شراشر وجود او را به تصرّف و سيطرهء ولائى خويش درآورد ، و ديگر هيچ نقطهء مبهمى را در تمام زواياى وجودى او باقى نگذارد .
تعبيرى كه مرحوم علّامهء طهرانى از اين عارف بىبدليل مىنمودند با ساير تعريفها و تعبيرهاى از بزرگان و اولياى الهى ، چه گذشته و چه حال تفاوت داشت ؛ براى توضيح بيشتر در اين مورد به كتاب « أسرار ملكوت » جلد دو و « مهر فروزان » إحاله مىدهيم .
سير روحى و قدرت عرفانى و افق انديشه و علوّ افكار اين رجل الهى به حدّى بود كه ديگر مجالى براى علّامهء طهرانى در ذهن و عقل و قلب و ضمير او باقى نگذارد ، و هر گونه تصوّر و تخيّل برترى را بكلّى از ميان برداشت ؛ و راه را بر هر گونه منقصت و روزنهاى