بنده هيچگونه رأى به مسافرت جنابعالى ، نه در مقام شور و نه بحسب تصوّر نمىدادم . بهر حال و اجمالًا دل بنده پيش شما است . . . .
اساتيد عرفانى مرحوم علّامهء طهرانى رضوان الله عليه
علّامهء طهرانى در اين مدت نه تنها به عنوان مبرّزترين تلامذهء علّامهء طباطبائى به حساب مىآمده است ، بلكه به عنوان شاگرد سلوكى در تحت تربيت و تهذيب مراد خويش به انجام دستورات و برنامهء عملى مراقبه و پرداختن به اذكار و اوراد در طول ليل و نهار درآمده ، با تمام جدّيت و اهتمام دل در گرو فرمايشات و دستورات استاد خويش نهاد ؛ استادى كه تنها راه منحصر بفرد ادراك ولايت امام عليهالسّلام و معرفت حقيقى مسألهء ولايت را سلوك عملى و وصول به مرتبهء عرفان و تجرّد مىدانست ، و با همين نگرش به تربيت و تهذيب اين شاگرد مستعدّ خويش پرداخت .
علّامهء طهرانى پس از هجرت به نجف اشرف و استفاده از محضر اساتيد علوم رسميّه ، به مرتبهاى نايل آمد كه در بين علماء و فضلاء مشارٌ بالبنان گرديد ؛ و اعتقاد عمومى حوزه بر اين باور بود : چنانچه اقامت ايشان در نجف به طول انجامد ، مرجعيّت شيعه منحصراً به او تعلّق خواهد گرفت . در عين حال به توصيهء استادش علّامهء طباطبائى ، با شاگردان مرحوم قاضى بالخصوص حاج شيخ عبّاس هاتف و نيز آية الله سيّد جمال الدّين گلپايگانى مراودهء سلوكى برقرار نمود . مشى زندگى و حيات علمى ايشان به نحوى بود كه مورد پسند علماى اهل دنيا و بىخبران از عوالم معنا و منغمران در بوادى نفس امارّه واقع نشد ، و از اين لحاظ مورد بىمهرى و اهانت آنان قرار گرفت ؛ ولى او هيچگاه