بربست ؛ و با تمام وجود در اختيار تربيت و تهذيب اين مرد بزرگ قرار گرفت ، اختيار خود را به اختيار و ارادهء او تبديل نمود ، و خواست او را جايگزين خواست و مشيّت خود قرار داد ، در مقابل او سراپا گوش بود و چشم ، صفر بود و عدم ، عبد بود و ارادت ، كلام او را عين وحى ، و اشارت او را عين مشيّت حقّ مىديد ؛ حقيقت و واقع از حركات و سكناتش منتزع مىگشت ، نه اينكه فعل و قول او منطبق بر مصلحت و واقع باشد .
و از اين جهت طبيعى است كه ميزان رشد معنوى و افق كشف حقائق توحيدى در علّامه طهرانى به نحو ديگرى درآمد ، و ادراك او نسبت به مسائل توحيد و عرفان با دريافتهاى گذشته از ساير اساتيد تفاوت پيدا كرد ، و اشراق بارقههاى جلال و جمال بر قلب او به تحوّلى جوهرى در نفس و ضمير او انجاميد ، و عالىترين موهبت الهى را كه وصول به مقام تجرّد ذات و فناء فى الله است ، نصيبش نمود ، و به تأييدات الهى مرتبه بقاء بالله را جهت دستگيرى و هدايت و ارشاد نفوس مستعدّه حائز گشت ، و از طرف استاد خود سيد هاشم حدّاد به سيّد الطائفتين ملقّب گرديد .
روزى مرحوم حدّاد - رضوان الله عليه - به من فرمودند :
فلانى مانند پدرت در تمام كرهءزمين كسى يافت نخواهد شد . و من هر چه داشتم صد در صد به او تسليم كردم .
مرحوم علّامه طهرانى وصّى ظاهر و باطن آقاى حداد بود
مرحوم علّامه طهرانى طبق وصيّت مكتوب حضرت حدّاد وصّى ظاهر و باطن ايشان گرديد ، و تمام مراجعات به حضرت حدّاد به او