تفويض گشت . [ 1 ] و جالب اينكه مدّت مصاحبت ايشان با مرحوم حدّاد بيست و هشت سال به طول انجاميد ، درست مانند مدّت مصاحبت مرحوم حدّاد با استاد عرفانى ايشان مرحوم قاضى رضوان الله عليهم اجمعين .
علّامهء طهرانى در معارف توحيدى و انديشههاى عرفانى به افقى رسيد كه ديگر مافوقى براى او متصوّر نبود . و از آنجا كه شيمه و خصلت ذاتى او رعايت ادب و احترام و لطف نسبت به اساتيد و ولىنعمتهاى خود بود ، باب بحث و مذاكرات توحيدى و عرفانى را در اواخر عمرِ مرحوم علّامهء طباطبائى با ايشان باز نمود ، و در طىّ شش جلسه در طهران راجع به حقيقت فناء ذاتى بنده در ذات پروردگار ، و انمحاءكلّى جميع تعيّنات و آثار حتّى عين ثابت ، با ايشان به مباحثه پرداخت ، كه شروح آن مطالب در كتاب « مهر تابانِ » ايشان آمده است . مرحوم علّامهء طباطبائى در اين مباحثات بر عدم فناء ذاتى و بقاء عين ثابت تأكيد مىورزند ، و با ادلّهء خود در مقام انكار اين مسأله برمىآيند ، ولى بالأخره پس از ردّ و بدل ادلّه و نقض و ابرام آنها ملزم به قبول و پذيرش آن مىشوند ؛ و انكشاف اين مسأله حالتى از بهجت و نشاط و تعمّق و تفكّر را در ايشان پديد مىآورد .
نتائج مباحثات علّامهء طباطبائى و علّامهء طهرانى دربارهء فناء و بقاء اعيان ثابته
نگارندهء سطور پس از اتمام اين مباحثات كه در خدمت والد معظّم به حضورشان شرفياب شده بودم ، شنيدم كه فرمودند : « خداوند
هامش
[ 1 ] - اسرار ملكوت ، ج 2 ، ص 512 .