تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حريم قدس (فارسى) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

توصيف علّامهء طباطبائى به قلم علّامهء طهرانى رضوان الله عليهما

در اينجا مناسب است كه قلم بيان و توصيف اين شخصيّت استثنائى به دست توانا و قابل والاترين شاگرد مكتب علّامهء طباطبائى ، يعنى ابرمرد ميدان توحيد و معرفت ، علّامهء طهرانى - رضوان الله عليهما - سپرده شود ، و از خامهء رشيقهء ايشان دربارهء استاد بزرگوارش نقل گردد . ايشان در مقدّمهء كتاب « توحيد علمى و عينى » چنين مىفرمايند : و امّا شرح حال و ترجمهء . . . استادنا الاكرم ، و مولانا الاعظم : حضرت آية الله العظمى حاج سيّد محمّد حسين طباطبائى تبريزى - أفاض الله علينا من بركات نفسه - به شرح قلم نيايد ، و خامه را توان آن نيست ، و فكر و انديشه را سعه و گسترش آن نه ، كه اطراف و جوانب مقامات علمى و فقهى و حِكَمى و عرفانى ، و روح بلند و خلق عظيم او را بررسى كند ؛ و كمربند منطق و گفتار هيچگاه نمىتواند آن نفس قدسيّه و انسان ملكوتى و روح مجرّد وى را در خود حصر كند .
هر چه گويم عشق را شرح و بيان * چون به عشق آيم خجل گردم از آن گرچه تفسير زبان روشنگر است * ليك عشق بىزبان ، روشن‌تر است چون قلم اندر نوشتن مىشتافت * چون به عشق آمد ، قلم بر خود شكافت چون سخن در وصف اين حالت رسيد * هم قلم بشكست و هم كاغذ دريد