تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
عبارات موهِن جاهلان ذرّه‌اى از ممشاى قويم و اتقان طريق و استحكام مسير و صراط خود تنازل و عدول نمىنمود ، و از افراد بارز و شاخص اين فقره از مناجات شعبانيه بود : حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ ؛ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ . [ 1 ] « تا اينكه چشمان دل حجابهاى نورانى را از هم بگسلاند و بسر منزل عظمت و كبريائيتِ حقّ برسد ؛ و ارواح ما در حريم عزّت و قُدس و طهارت تو بپرواز آيد . » روزى در مجلسى مملوّ از علماء و فضلاء ، شخصى به كنايه و ترديد از ايشان مىپرسد : آيا اين مطالبى كه به آن تفوّه مىنمائيد ، امثال شهودِ حضرت حقّ و جلوات توحيد و اندكاك در ذات پروردگار و فناء فى ذات الله و وصول به حريم قدس حقّ متعال ، و بالأخره عرفان بالله ، حقّ است يا مجامله و تسامح در تعابير است ؟ ! ايشان رو مىكند به آن سائل و با لحنى بسيار جدّى و مُنشِآنه مىگويد : آيا آن قاذوراتى كه در بيت الخلاء است حقّ است ، امّا خدا حقّ نيست ؟ ! يعنى چقدر بايد تو و امثال تو به نهايت حضيض جهالت و مسكنت در معرفت برسيد تا وجودى ظاهر بنفسه و بوجوده كه خود مستغنى از جميع وجودات ، و تمامى موجودات متدلّى به انوار وجود او مىباشند را مجاز ، و پست‌ترين مراتب ظهور و وجود را حقيقت و واقعيّت بدانيد ! ! نظير اين سؤال را شخصى از مرحوم آية الله العظمى حاج سيّد على قاضى - رضوان الله عليه - نمود . ايشان در پاسخ فرمودند : چه مىگوئى ! قسم به خداى متعال كه چهل سال است با حقّ بسر مىبرم و جليس و همنشين اويم ! آنوقت تو
هامش
[ 1 ] - إقبال الأعمال ، الباب التاسع ، ج 3 ، ص 299 .