رسول الله مخفى داشتم ، كه ناگهان علىّ وارد شد ؛ حضرت فرمود : اى أنس كيست ؟ عرض كردم : علىّ است . حضرت با شادمانىاى هر چه تمامتر برخاست و دست به گردن او انداخت و صورت به صورت او مىسود ، و عرق صورت خود را به صورت او مسح مىنمود ، و عرق صورت علىّ را با صورت خود مسح مىنمود .
علىّ مىگويد : يا رسول الله ! امروز كارى ديدم با من كردى كه تا به حال چنين ننموده بودى ؟ حضرت فرمود : چه باز مىدارد مرا از اين گونه رفتار دربارهء تو ؟
تو هستى كه دَين مرا ادا كنى ، و صداى مرا به جهانيان برسانى ، و در اختلافاتى كه بعد از من بوجود آيد ، حقّ را براى آنان آشكارا گردانى . »
[ 1 ]
انس آگاهترين افراد به ارتباط خاصّ رسول الله با وصىّ خود ، اميرالمؤمنين بوده است
اين دو روايت بعنوان نمونه ذكر شد تا دانسته شود كه أنس بن مالك تا چه حدّ به رسول خدا و جرياناتى كه در منزل آن حضرت اتّفاق مىافتاد نزديك بوده ، و از دقيقترين و ظريفترين ارتباطات و تعلّقات بين رسول خدا و أميرالمؤمنين و فاطمهء زهراء سلام الله عليهم أجمعين مطّلع بوده است . و شايد بتوان گفت از اسرارى كه شخص برون از حريم مقام نبوّت از آن بىخبر بوده است مطالبى مىدانسته است ؛ و از ربط خاصّ رسول اكرم با وصىّ خويش كه حاكى از اتّحاد نفس و جان پيامبر خدا با اميرمؤمنان بوده و معيِّن و مشخِّص وصايت و خلافت بلافصل علىّ بن أبىطالب عليه السّلام بدون احتمال مصداقى ديگر بهيچوجه من الوجوه و بأىّ نَحوٍ كان مىباشد ، با خبر بوده است ؛ به نحوى كه هيچ احتياجى براى احراز اين مسألهء عظمى و مستمسكى به واقعهء غدير نداشت ، و هر كسى بجاى او مىبود و كمترين فعل و مَقال از افعال و گفتار رسول خدا را راجع به اميرمؤمنان علىّ بن أبىطالب عليه السّلام
هامش
[ 1 ] - امام شناسى ، درس هفتم ، ج 1 ، ص 136 ، به نقل از حلية الأولياء ، ج 1 ، ص 63 ؛ و فرائد السِّمطَين ؛ و مطالب السِّئول ، ص 21 ، عن الحافظ ابى نعيم فى حليته .