ز مشرق تا به مغرب گر امام است * أمير المؤمنين حيدر تمام است
[ 1 ]
گرفته اين جهان زخم سنانش گذشته زان جهان وصف سه نانش چو در سرّ عطا اخلاص او راست سه نان را هفده آيت خاص او راست ترا گر تير باران بر دوام است علىٌّ حُبُّه جُنَّه تمام است پيمبر گفتش اى نور دو ديده ز يك نوريم هر دو آفريده على چون با نبىّ باشد ز يك نور يكى باشند هر دو از دوئى دور چنان در شهر دانش باب آمد كه جنّت را به حقّ بوّاب آمد چنان مطلق شد او در فقر و فاقه كه زرّ و نقره بودش سه طلاقه اگر علمش شدى بحرى مصوّر در او يك قطره بودى بحر اخضر چو هيچش طاقت منّت نبودى ز همّت گشت مزدور جهودى [ 2 ] كسى گفتش چرا كردى ؟ برآشفت زبان بگشاد چون تيغ وچنين گفت لَنَقْلُ الصَّخْرِ مِنْ قُلَلِ الْجِبَالِ أَحَبُّ إلَىَّ مِنْ مِنَنِ الرِّجَالِ يَقُولُ النَّاسُ لِى فِى الْكَسْبِ عَارٌفَقُلْتُ الْعَارُ فِى ذُلِّ السُّؤَالِ [ 3 ]
از جمله عرفاء بزرگ كه مورد بىمهرى اهل ظاهر قرار گرفته محيى الدين عربى است
و از جملهء عرفاء و بزرگان مكتب توحيد و مفاخر عالم اسلام و تشيّع بايد از محيى الدّين عربى نام برد ؛ شخصيّتى كه صِرف نظر بر آثارش او را از هر تحسين و مدحى كفايت مىكند و مصداق توفيق خاصّ الهى را در وجود او روشن و مبرهن مىسازد .
هامش
[ 1 ] - على و آل او ما را تمام است ؛ ن . ب .
[ 2 ] - يهودى ، ن . ب .
[ 3 ] - الهى نامه ، شيخ فريد الدين عطّار نيشابورى ، نقل از ص 22 و 23 : « 1 - انتقال صخرههاى مهيب از قله كوههاى مرتفع براى من گواراترست از منّت كشيدن از افراد .
2 - مردم به من مىگويند : اكتساب براى همچو توئى ننگ و عار است ! پس من در جواب گفتم : عار و پستى در شناعت درخواست از مردم است نه در اكتساب . »