و روشن و واضح و غير قابل ترديد و تشكيك باز مىشناسند .
بسيار اتّفاق مىافتاد كلامى كه از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم صادر مىشد ، داراى دو وجه و دو جنبه بوده است . گاهى عبارت و كلامى خاص از آنحضرت سر مىزد ، و گاهى مطلبى را بنحو عام بيان مىكردند . در اين حال كسى كه چندان معرفتى به امور و اوضاع و مسائل نداشت كلام رسول خدا را مىگرفت و به تصوّر اينكه ديگر مطلب تمام است و مطلبى و معنى و مقصودى ديگر ماوراء اين مطلب عام وجود ندارد ، آن را بر مصاديق و جزئيّات متصوّره و متخيّله خود حمل مىنمود ؛ و بكلّى نسبت به مصاديق واقعى و امورى كه اين كلام عام مىبايست بر آن مصاديق و امور حمل شود غافل بود . و اينطور نبود كه هميشه اصحاب رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم از آن حضرت سوال كنند و نقاط ضعف و جهل و نقصان خود را با پاسخ آنحضرت ترميم و تكميل نمايند . و آنچنان اعتناء و توجّهى به ادراك مسائل و رفع جهل و نادانى خود نداشتند ( و از اين منبع وحى و سرچشمه زلال حقائق ربّانى به آسانى مىگذشتند و اين سرمايه ابدى و مايه حيات و سعادت سرمدى را مفت و رايگان از دست مىدادند ) .
و اينطور خوش داشتند كه روزى روزگارى يك اعرابى و باديهنشين يا مسافرى از راه برسد و سؤالى از رسول خدا بكند و آنان پاسخ رسول خدا را بشنوند . درحاليكه هر گاه من در چنين موضعى و موقعيتى قرار مىگرفتم حتماً از رسول خدا سؤال مىكردم و پاسخ نقاط مجهول و خلأ خود را از آن حضرت دريافت مىكردم ، و جواب رسول خدا را چون گوهر ناياب در وجود خويش حفظ و به آن عمل مىنمودم .
اين است علل اختلاف اقوال و روايات در ميان مردم و اختلاف اشخاص در رابطهء با استماع حق و عمل به آن . »
استفاده دو نكته از كلام اميرالمؤمنين عليه السّلام
اين خطبهء شريفه حاوى نكاتى بسيار مهم و قابل توجّه است :
اولًا : حقايق و مبانى دين مبين اسلام هميشه به صورت واضح و روشن بدون