هيچ جاى تأمّل و تفكّر و تحقيقى نبوده ، بلكه در بسيارى از اوقات مطالب و مسائلى كه از ناحيه زعماى دين و پيشوايان شرع مبين براى مخاطبين القاء مىشده است ، از نوعى پيچيدگى خاصّ و غموض در مراد و مفاد برخوردار بوده است . اين نكته كه بسيارى مىگويند : در محاوره و كلمات معصومين عليهم السّلام نبايد مطلبى غامض و سربسته و ذو وجوه و قابل تأمّل و توجيه وجود داشته باشد ، و وجود چنين مواردى مخالف با مقام بيان و تشريح در مقام تخاطب است ، سخنى است غير محقّقانه و بى محتوى . زيرا موقعيّت و موارد تخاطب حضرات معصومين عليهم السّلام با اصحاب خود و همچنين غير اصحاب از اشخاص مختلف داراى مراتب اختلاف بسيار شديد و وجوه افتراق بسيار روشن و واضحى بود . رعايت مصالح و جوانب يك مسأله در زمان بيان آن از يكطرف و اختلاف مراتب مستمعين و اشخاص از نقطه نظر ادراك متن واقع و مغزاى كلام معصومين از طرف ديگر قطعاً موجب اختلاف در مراتب تكلّم و تفاوت در مراتب بيان خواهد شد . و اين مسأله از بديهىترين مسائل مقام تخاطب و تكلّم با افراد است ؛ چنانچه اين مسأله براى همه افراد در همه ازمنه و اجيال وجود داشته و خواهد داشت .
القاء خطب اعتقاديه و مبانى اصيل توحيديّهء بسيار عجيب و غريب و محيّرالعقول مولى أميرالمؤمنين عليه السّلام در « نهج البلاغه » در مقابل هزاران نفر از افراد مختلف از طبقات متفاوت با مشاعر و ادراكات كاملًا متمايز از هم آيا مصداق بارز اين نكته نيست ؟ چند نفر از اصحاب اميرالمومنين عليه السّلام به مفاد و مراد اين كلمات معجزآساى آن حضرت رسيده و آنها را دريافته بودند ؟ ! كلمات و تعبيراتى كه حتّى بزرگترين و عميقترين حكماء و فلاسفهء اسلامى را به حيرت و شگفتى و بُهت و تعجّب واداشته است !
ثانياً : ادراك مسأله ولايت تكوينى امام عليه السّلام و سريان او در جميع اطوار و حالات و افعال و اختيارات حيات بشرى و تطبيق جميع امور زندگى با اين
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٤٢