همچون خودشان دارد ؛ آنگاه در مقام معارضه با او بر مىآيند و به خيال خود او را از وصول به سلطنت و خلافت محروم مىنمايند و نفس خودكامه خود را با اين منظور و هدف اشباع مىكنند . زهى جهالت و نادانى ! ! حال و هواى مولاى ما امير مؤمنان عليه السّلام كلام خواجه شيراز است كه :
من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان * قال و مقال عالمى مىكشم از براى تو
[ 1 ]
اى بدبختها و بيچارهها و اى جهّال و نادانان ! خيال كرديد كه خلافت و زعامت را از صاحب اصلى و بر حقّ او گرفتيد و مردم را از وصول و نيل به اين سعادت عظما و صلاح دنيا و آخرت محروم كرديد ، كارى از پيش برديد و به مطلوب و منظورى رسيديد ؟ ! سالها بايد بيائيد و با هزاران مشقّت و خون دل و رنج و زحمت و هزار بدبختى راهى بسوى اين كعبهء واقعى و حريم امن و امان حضرت حقّ بگشائيد و خاك اين عتبه را همچون كيمياى ناياب و اكسير حيات سرمهء چشمان خود كنيد ، حال راه بدهند يا ندهند ؛ جَلَّ جَنابُ الْحَقِّ عَنْ أنْ يَكونَ شَريعَةً لِكُلِّ وارِدٍ . [ 2 ]
جائى كه تمام انبياء اولوالعزم و مرسلين و جميع اولياء و صدّيقين دست نياز و گدائى بسوى اين عتبه مقدّسه دراز نموده ، جهت رفع مشكلات و موانع راه و سلوك و فعليّت استعدادات و رسيدن به حريم قرب إله از او استمداد مىكنند ، آنگاه عدّهاى بىخبر از همه جا بدنبال اهواء شهوانى و آراء نفسانى ، مىآيند و بر عليه او كودتا مىكنند و به خيال خود زعامت را از او سلب و او را خانه نشين و به دور از تصدّى مسائل جاريه اجتماعى مىكنند ، غافل از اينكه او از خدا مىخواهد
هامش
[ 1 ] - ديوان حافظ ، تحقيق پژمان بختيارى ، ص 190 ، غزل 417 .
[ 2 ] - شرح الإشارات و التّنبيهات ، ج 3 ، ص 394 .