در خانه بنشيند و ذرّهاى از وقت خود را با اين انام كالانعام نگذراند ؛ مردمى كه غير از خون دل و مصيبت بر مصيبت چيزى براى او به ارمغان نياوردند . أميرالمؤمنين عليه السّلام در « نهج البلاغه » خطاب به مردم و پيروان خود چنين مىفرمايد :
وَ اللَهِ لَدُنْيَاكُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِى عَيْنِى مِنْ عِرَاقِ خِنْزِيرٍ فِى يَدِ مَجْذُومٍ .
[ 1 ]
« قسم به خدا كه دنياى شما نزد من از شكمبهء خوكى كه در دست يك فرد جذامى باشد پستتر و منفورتر است . »
آن وقت همين مردم پس از شهادت أميرالمؤمنين عليه السّلام با خيانت به امام حسن مجتبى عليه السّلام يكباره زمام حكومت را به دست معاويه سپردند و در تحت رقيّت و بندگى او قرار گرفتند .
امروزه هم چون گذشته ارزيابى ارزشها بر اساس حدس و گمان و متابعت از ظن است
البتّه ناگفته نماند كه امروزه نيز چنين است و شواهد و آثار و قرائن همه حكايت از وحدت موضوع با اختلاف در ظروف و شرائط دارد و فقط زمانه با گذشته تغيير كرده ، امّا خواستها و ملاكات و مطلوبها و غايات هيچ تفاوتى با سابق نكرده است .
امروزه نيز نحوهء تفكّر بشر و چگونگى ارزيابى ارزشها و ترتيب مقدّمات و حصول نتيجه ، و ميزان دخالت احساسات در تحصيل قياسات و متابعت از ظنّ و گمان و حدس و تخمين و جايگزينى آنها بر عقل و درايت و اتقان همانند گذشته است .
حركت بر اساس بروز و ظهور كمّيّت نه كيفيّت و قبول اشاعات بدون تفحّص و تحقيق و سپردن قواى مميّزه به دست قوّه واهمه و خياليّه و سير در هر مسيرى على العَمياء چيزى است كه احتياج به بيّنه و برهان ندارد .
تعيين سير زندگى بر اساس تصوّرات و موهومات ، و تقويم و تثبيت ارزشها
هامش
[ 1 ] - نهج البلاغة ، شرح محمّد عبده ، ج 4 ، ص 52 .