بر اساس تخيّلات ، و خلق و ايجاد صُوَر موهومه در عالم نفس و مثال و مشاهدهء آن در اشياء خارجى بيانگر اين نكته بسيار ظريف و دقيق است كه بشر بواسطه مرور زمان و تجربه حوادث و اطوارِ همان بشر قديم ، ملاكات او براى تشخيص حقّ و باطل ، همان ملاكات و قدرت فهم و ادراك اوست ؛ لذا نه به اقبال و اقدام او مىتوان دل بست و نه به ادبار و گريز او بايد دل ناخوش و ملول گرديد . زيرا اقبال و ادبار او هر دو بر اساس تخيّل و غلبهء اوهام و تصوّرات غير ثابته و غير محقّقانه است .
گويند شبى حكيمى يكى از شاگردان تازه وارد خود را جهت صرف افطار به منزل دعوت كرد . هنگام افطار مشاهده كرد كه آن شاگرد دست بسوى طعام دراز نمىكند و از آن غذا تناول نمىكند . با تعجّب سؤال كرد : چرا غذا نمىخوريد ؟ مگر اشكال و ايرادى در غذا مشاهده مىكنيد ، يا اينكه غذا مطلوب شما نبوده است ؟ آن شخص گفت : خير ، اشكال در غذا نيست ، اشكال در انتساب اين غذا به شماست كه موجب احتراز من و اجتناب از آن شده است ؛ زيرا من احتياط مىكنم و چون اين غذا در منزل شما طبخ شده است ، شبههء نجاست و قذارت آن مىرود ! آن حكيم با كمال تعجّب پرسيد : مگر من كافرم كه غذاى من نجس و واجب الاجتناب باشد ؟ ! آن شخص پاسخ داد : بلى ! زيرا شما قائل به وحدت وجود هستيد و هر كسى قائل باشد ، كافر و نجس است و غذاى او هم نجس و حرام مىباشد .
آن حكيم پرسيد : خوب بگو ببينم قائلين به وحدت وجود مگر چه مىگويند ؟
پاسخ داد : مىگويند خدا با اين غذا هيچ فرقى نمىكند و هر دو با هم يكى هستند .
آن حكيم خندهاى طولانى نمود و اظهار داشت : آقاجان بيا و از اين غذا بخور و بىخود به خود دغدغه و تشويش راه مده ؛ زيرا هيچ حكيم و فيلسوفى نيامده است كه بگويد : بين خداى متعال و بين توِ الاغ وحدت و يگانگى وجود دارد ! ! آخر كدام حكيم مىگويد : وحدت در تعيّنات و هويّات مختلفه با حفظ ماهيّات و حدود متفاوته وجود داشته باشد ؟ اين نهايت حماقت و خريّت است كه بدون تحقيق و
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 227
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٢٢٧