نگردد ، مطلب همين است كه مشاهده مىكنيم ، گرچه شخص در فنون مختلف علم متبحِّر و در رشتههاى گوناگون يد طولائى داشته باشد .
سؤال علّامه طهرانى در مورد مَن ماتَ و لَم يَعرِف امام زمانِه ، و پاسخ علّامه طباطبائى
روزى مرحوم والد - رضوان الله عليه - مىفرمودند :
در زمان اشتغال به دروس طلبگى و تتلمذ در خدمت استاد وحيد عصر و مهذّب و مربّى نفوس حضرت علّامه طباطبائى - قدّس الله رمسه - از ايشان سؤال كردم : مقصود و منظور از اين روايت معروفه كه مىفرمايد : مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيْتَةً جَاهِلِيَّةً
[ 1 ] چيست ؟ « هر كه بميرد درحاليكه به امام زمانش جاهل باشد همچو مرگ جاهليّت براى او خواهد بود . »
ايشان فرمودند : مقصود همان ادراك حقيقت ولايت امام است ، و الّا به صرف اطّلاع بر اسم و نسب و كنيه و القاب و شناخت پدر و مادر و اقوام و سنهء ولادت و وفات كه معرفت حاصل نمىشود . سپس فرمودند :
شناخت معرفت واقعى امام عليه السّلام و ادراك مسأله ولايت آنان فقط و فقط منحصر در سلوك در مسير عرفان الهى و پيمودن طريق و ممشاى بزرگان از اهل معرفت است ، و در غير اين صورت ابداً معرفتى و شناختى حاصل نخواهد شد .
و اين مسأله اختصاص به مردم عادى و افراد عامّى جامعه ندارد ، بلكه تمامى اشخاص ولو اينكه از اهل علم باشند مادامى كه حقيقت ولايت در وجود آنان ، نه در فكر و مثال و تخيّل ، متحقّق نگشته باشد ، مشمول اين خسران و حرمان خواهند بود . و يا اينكه طبق فرمايش مولى أميرالمؤمنين عليه السّلام : وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ ، [ 2 ] مادامى كه در مسير نجات و رستگارى و هدايت قرار دارد و از سوى فردى
هامش
[ 1 ] - كمال الدّين و تمام النّعمة ، ج 2 ، ص 409 .
[ 2 ] - نهج البلاغه ، شرح محمّد عبده ، ج 4 ، ص 35 ، حكمت 143 .