به تجارت و شركت مىپردازد با تعجّب و شگفتى برخورد مىكند .
به عبارت روشنتر و واضحتر : آن حسّاسيّت و ابراز و اظهارى كه فعلًا در ميان جامعه مسلمين چه تشيّع و چه تسنّن نسبت به حفظ مبانى و اعتقادات ، و طبيعتاً پىريزى اساس رفاقت و رفت و آمد و برخورد مناسب يا غير مناسب با فرد مخالف وجود دارد در زمان گذشته نبود .
اگر چه در بسيارى از اخبار چه در كلمات و عبارات ائمّه عليهم السّلام و چه در عبارات اصحاب ايشان از شيعه به عنوان مِنّا « از ما » و از مخالف به عنوان مِنهُم « از آنها » ذكر شده است ، ولى در عرف آن زمان با فردى كه حتّى به اين نحو از تشيّع و اعتقاد به خلافت بلا فصل مولى على عليه السّلام و فرزندان بزرگوارش التزامى نداشت ، ولى از دوستدارن و محبّين اهل بيت بشمار مىآمد تقريباً همانند يك فرد شيعه رفتار مىنمودند و چندان امتيازى در ميان عوام بين آنها و خود قائل نمىشدند .
و در حقيقت بايد گفت كه يك نوع استضعاف دينى و اعتقادى در ميان ملل و اقوام مسلمين در زمان سابق وجود داشته است و حتّى هم اكنون نيز وجود دارد .
فشار و اختناق بر شيعيان از زمان معاويه شدت گرفت
فشار و اختناق و تضييق بر اهل بيت و شيعيان در زمان خلافت معاويه به بعد به نهايت شدّت و حدّت خود رسيد . گرچه در زمان خلفاء قبل غصب خلافت از صاحب اصلى آن و هتك و بىحرمتى نسبت به ذرارى رسول خدا و كشتن افراد بىگناه نظير مالك بن نويره
[ 1 ] بجرم عدم پذيرش خلافت غاصبانه أبوبكر و ضرب و شتم و تبعيد اصحاب أميرالمؤمنين عليه السّلام كه شيوه و روش و دَيْدَن خلفاء غاصب و حكّام ظالم است به وفور مشاهده شده بود ، ولى با روى كار آمدن معاويه
هامش
[ 1 ] - داستان اعتراض مالك بن نويره به خلافت ابوبكر و دفاع از مقام ولايت اميرالمؤمنين عليه السّلام ، و كشتن خالد بن وليد مالك بن نويره و زنا با عيال او را در كتاب امام شناسى ، ج 2 ، از ص 60 تا 66 تفصيلًا بيان نمودهاند .