تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
قساوت را در حقّ ما روا داشتيد و ما هم ترك وطن نموده به اينجا پناه آورديم . عمرو بن عاص گفت : اى پادشاه ! اينها به خدايان ما دشنام مىدهند و بر عليه دين و مكتب ما مىشورند و جوانان را گمراه مىكنند و در ميان ما تفرقه انداخته‌اند . جعفر گفت : بله درست است ما با دين اينها مخالفت كرديم و از مرام و مسير اينها روى گردانيديم ؛ زيرا خداى متعال بر ما منّت نهاد و پيغمبرى را در ميان ما مبعوث نمود كه ما را از عبادت سنگ و چوب برحذر مىدارد ، و از شرك و اعمال باطله و خرافات جاهليّت نهى مىكند ، و از زنا و ربا و خوردن گوشت مردار و خون باز مىدارد ، و از شرك و ظلم و ستم بر يكديگر بر كنار مىدارد ، و ما را به اداء نماز و دادن زكات و عدالت و صداقت و كمك به مستمندان و صله ارحام ترغيب مىكند . بدينسان ما از كيش و آئين جاهليّت و بربريّت روى برگردانديم و به سوى آزادى و شرافت و استكمال ارزشهاى والاى انسانى كه در تحت عبوديّت حضرت پروردگار و رقّيت ذات اقدس الهى منطوى است رو آورديم . بيانات متين و متقن و صراحت لهجه جعفر طيّار كه منبعث از روح آيات كتاب مبين و مقتبس از عبارات كريمهء قرآن كريم بود نجاشى را به فكر و انديشه فرو برد و آثار بهجت و سرور از وجنات سيماى او مشهود گشت . عمرو بن عاص كه موقعيت خود را سخت در خطر ديد به فكر چاره و حيله افتاد و از راه مكر و خدعه بجاى قبول حقّ و پذيرش منطق صحيح به نيرنگ و مغالطه متوسّل گشت . رو كرد به نجاشى و گفت : اى سلطان ! اينها در وقت ورود به تو سجده نكردند و حرمت تو را پاس نداشتند . در اين هنگام افرادى كه دور و بر سلطان بودند خطاب كردند به جعفر و افراد او كه : در مقابل سلطان سجده كنيد ! جعفر با صداى رسا و بليغ فرمود : ما براى غير خداى سجده نمىكنيم . سلطان پرسيد : چرا سجده نمىكنيد ؟ جعفر پاسخ داد : اين پيامبرى كه از جانب خدا مبعوث گرديده است ما را