تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
خودت به دست مىگرفتى آيا بارى بر نمىداشتى ؟ و اگر بودى باز مسأله همينطور بود ؟ نه ! اگر تو بودى شايد اينطور نمىشد ! اگر تو بودى شايد شكست براى علىّ پيدا نمىشد ، مسألهء حَكَمين پيش نمىآمد ، و حقّه بازيهاى معاويه تا اين اندازه صورت نمىگرفت . پس نبايد انسان بگويد من كنارم و كارى ندارم . بعضى از اوقات كنار بودن ، ضرر زدن است ؛ شكست دادن است . يعنى بعضى اوقات احتياط در خلاف احتياط است . اصلًا خون مسلمانها و شيعه براى آنها مباح بود ، همين شيعيان كه در كوفه بودند و اميرالمؤمنين دائماً فرياد مىزد : برخيزيد برخيزيد و از حقّ دفاع كنيد ! آنقدر ذليل شدند ، همه بزرگان را كشتند . همه را دربدر كردند ، همه را زنده لاى آجرها گذاردند و روى آنها عمارت ساختند ؛ تا به جائى رسيد كه هر كس حتّى متّهم به تشيّع أميرالمؤمنين بود خونش هدر بود . يعنى به جائى رسيد كه در دنيا كسى نمىتوانست بگويد من شيعه هستم . همين كه مىگفت من شيعه هستم خونش هدر بود . اينها براى چه بود ؟ براى احتياط كارى بود . احتياط در جاى خود خوبست ولى در غير جاى خود غلط است . ما مىخواهيم يك آب پاكى پيدا كنيم ، وضو بگيريم ، حالا آنقدر دنبال آب بگرديم تا آفتاب غروب كند و نماز قضاء شود . آقاجان اينقدر نمىخواهد دنبال آب بگردى ، با همين آبى كه گفتند ظاهرش پاك است وضوء بگير تا نمازت قضا نشود . تمام شد بيان مرحوم والد رضوان الله عليه . حقير گويد : اين بيان حاوى مطالبى بس عميق و متقن و مطابق با اصول نقلى و موازين عقلى است .

بطلان سكوت در مقابل ظلم طبق موازين عقلى

اما از نقطه نظر عقلى : بطور كلّى اصل اساسى در موازين و مستقلّات عقليّه اتّباع از حقّ و تطبيق جميع امور حيات بشر و حركات و سكنات و نحوهء ارتباطات جمعى و فردى و اشتغال به امور دنيا و آخرت و تكميل نفوس مستعدّه به مرتبه فعليّت و كمال بر