تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
بنابراين ، راه و ممشاى حركت كسى كه به مقام علم مىرسد اين است كه به هيچ وجه من الوجوه نمىتواند مردم را به خود بخواند و به خود دعوت كند ، و امر و نهىاى از ناحيهء شخصى خود نسبت به او داشته باشد و آنها را بنده و برده خود بگيرد . اوامر بايد اوامر الهى باشد و براى إله ، و نبايد هم انسان خودش اشتباه كند و اوامرى از پيش خود صادر كند ، كه مرجعش رياست و شهوت و حسّ تفوّق و جاه و رياست است و ليكن به نام خدا و به نام دين و شريعت و آئين جا بزند و قالب بزند و به مردم تحميل كند . اگر اينجا اين كار را بكند فردا از عهده جواب برنمىآيد ؛ زيرا طبق اين آيه قرآن مىفرمايد : شما كه در راه علم و در راه كمال هستيد و علم و اطّلاعتان به كتاب زياد است و پاسدار كتاب هستيد و تعليم و دراساتتان دور اين محور مىچرخد ، بايستى كه به حقيقت علم برسيد . و حقيقت علم اين نيست كه انسان مردم را به خود دعوت كند و به سجده و به عبادت و پرستش ، يعنى اطاعت و بردگى ؛ خودش در نقطه‌اى از نقطهء نظر توهّم و تفكّر و پندار بنشيند و شاخص ببيند خود را ، و آنوقت مردم را به عبادت و فرمانبردارى از خويش دعوت كند ؛ اين غلط است . بلكه حقيقت علم انكشاف واقع و حقيقت است ؛ و هر كسى كه به علم برسد بايد مردم را به خدا دعوت كند . خودش و همهء مردم بايد بسوى خدا حركت كنند . اين كه عالم است ، حكم راهنمائى دارد كه چراغ در دستش است و در پيش پاى مردم قرار بدهد تا اينكه راه را پيدا كنند و بروند پيش خدا . نه اينكه با اين چراغ موجب اين بشود كه راه بر مردم گم شود و تاريك شود ، آنوقت مردم در چاه عميق ظلمت سقوط مىكنند بواسطهء اينكه به دنبال فرامين و اطاعات شخصى اين ، مِن حَيثُ هُوَ هُوَ مىروند .

برترى مقام علماء از شهداء در كلام امام صادق عليه السّلام

در كتاب « قُرْبُ الاسناد » كه از بسيار كتابهاى خوب و معتبر است روايت