اين گونه مسائل ضايع و باطل نگرداند ، شما خود مىدانيد كه من قويترين شاگرد درسى شما هستم . كى و كجا من از درس و بحث خود كم كردم و نسبت به اداى تكليف تحصيل كوتاهى نمودم تا مشمول اين نصائح مشفقانه شما شوم ؟
ثانياً : من حاضرم در هر مسألهء فرعى بنا به ميل و درخواست شما مباحثه كنم تا روشن شود كه از نقطهء نظر احاطه بر مبانى و تضلّع در اصول و فروع و تطبيق كبريات بر صغريات احكام و قدرت استنباط كدام رجحان و برترى داريم !
ثالثاً اينكه فرموديد : فلانى هم خدمت مرحوم قاضى مىرسيد ولى پدرش او را نهى نمود ، و او هم ترك كرد ، اين را بدانيد كه پدر من از دنيا رفته است ، و به حمد الله كسى نيست كه مانع و رادع طريق و مسير منتخب و مختار من گردد ؛ حال شما هر كارى مىخواهيد بكنيد !
آنگاه فرمودند : واى به حال حوزهاى كه آيت عظماى الهى و آينه تمام نماى رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم را همچون دوغ فروش محلّ و قصّاب و بقّال غير فاسق بداند ، و عدالتى در عِدل عدالت كسبه براى او به حساب آورد ! و واى به حال جامعهاى كه اكتساب فضائل اخلاقى و اهتمام در تأسّى به رسول خدا و ائمّهء هدى صلوات الله عليهم أجمعين را صرفاً غير قادح عدالت بداند ! آيا اين مطالب خود به خود حاصل مىشود ؟ ! اين چه حرف سست و بىپايهاى است ! هيهات هيهات ! هزاران هزار ، چه خون دلها خوردند و چه مصيبتها كشيدند و به چه بدبختيها افتادند ، آيا كسى را راه بدهند يا راه ندهند ! جَلَّ جَنابُ الْحَقِّ عَنْ أنْ يَكونَ شَريعَةً لِكُلِّ وارِدٍ .
[ 1 ] آنوقت آقا مىفرمايند : اين مطالب خود به خود حاصل مىشود !
شرح اين هجران و اين خون جگر * اين زمان بگذار تا وقت دگر
هامش
[ 1 ] - شرح الاشارات و التنبيهات ، ج 3 ، ص 394 : « بسيار بلند مرتبهتر از آن است حضرت پروردگار كه هر فردى بتواند خود را به حريم او وارد نمايد . »