بدين سرمنزل سعادت رهبرى كند ؛ ولى حكومت بنىاميّه كه علناً با قرآن مخالفت مىكرد و از تفسير و تأويل مردم را نهى مىكرد ، و به خواندن فقط اكتفا مىشد مسير پيشرفت مؤمنين را عوض نمود ، و اگر قيام حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام نبود اصلًا در روى زمين اسمى از قرآن نمىماند و حجّتى براى مردم نبود . مردم يكباره در ظلمات محض فرو رفته ، بارقههاى اميد ايشان همگى خاموش و كسى جرأت بيان حقّ و فضايل اهل بيت را نداشت .
عجب است كه از حضرت امام حسن مجتبى و حضرت سيّد الشهداء در فقه روايتى نقل نشده ، و در ساير امور بسيار اندك است ؛ و اين بواسطهء تقيّهء شديد بوده كه مردم جرأت سؤال و يا كتابت را نداشتند ، و روايات آنها با موت روات همگى از بين رفته است . و امّا از عائشه و أبوهريره و انس بن مالك و كعب الأحبار احاديث فراوان نقل كردهاند . آيا آنها به پيغمبر از حسنين عليهما السّلام نزديكتر بودند ؟ كلّا و حاشا ! بلكه وضع حكومت ظلم چنان سخت شد كه بيگانگان خود را منتحل به اسلام دانسته ، و جگر گوشههاى حضرت رسول كه قرآن در بيت آنها فرود آمده است مورد تعدّى حكومتها زيست كردند و با غصب حقوق از دنيا رفتند . حضرت أباعبدالله الحسين عليه السّلام كه قيام فرمود فقط به علّت آن بود كه حجاب جهل را از دلهاى مردم بردارد و تا روز قيامت آنها را روشن كند ؛ و لذا بعد از آنكه طايفهء ملائكه براى نصرت آمدند و حضرت جواب گفت ، طائفهء مسلمانان از جنّ آمدند فَقالُوا : يا سَيِّدَنا نَحنُ شِيعَتُكَ و أنصارُكَ فَمُرنا بِأمرِكَ ! [ 1 ] تاآنكه مىفرمايد : وإذاأقَمتُ بِمَكانِى فَبِماذا يُبتَلَى هَذاالخَلقُ المَتعُوسُ [ 2 ] و
هامش
1 - [ گفتند : اى آقاى ما و مولاى ما ، ما جمعى از شيعيان و ياران تو هستيم به هر امرى كه مىخواهى به ما امر كن ! ]
2 - [ مجمع البحرين : المتعوس من تعس يتعس تعسًا : من باب نفع و من باب تعب لغة : إذا عثر و انكب على وجهه و هو دعاء . ]