تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
فضيل بن عِياض دزد و قاطع طريق بين ابيورد و سرخس بود . قوافل از جنايت او آسوده نبودند ؛ بيم و وحشتى هر چه بيشتر از او داشتند ، و او در غارت قافله از هيچ چيز خوددارى نمىكرد . اتفاقاً عاشق دخترى شد ؛ نيمه شب از ديوار منزل دختر بالا مىرفت كه آن دختر را برگيرد ، در بام منزل شنيد اين آيه را كه كسى تلاوت مىكرد : أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَق [ 1 ] اشك از ديدگانش جارى شد و گفت : آنَ آنَ ، و الله آنَ ! نزديك شده ، قسم به خدا نزديك شده موقعى كه دلهاى مؤمنين از ذكر خدا خاشع گردد ! پس از همانجا برگشت و در خرابه‌اى منزل كرد . در آن خرابه مسافرينى بودند كه بعضى به بعضى مىگفتند : امشب برويم ؛ و بعضى مىگفتند : صبر كنيم تا صبح شود ، چون فضيل در راه است و ما را غارت خواهد كرد . فضيل كه سخنان آنها مىشنيد ، توبهء خود را به آنها گفت و آنها را مأمون نمود . و از آنجا خدمت حضرت صادق رسيد و از اصحاب خاصّ و اصحاب سرّ حضرت شد ؛ بطورى كه از آن حضرت حديث مىكند و تمام بزرگان او را به وثاقت نام مىبرند . [ 2 ]

توثيق نمودن صاحب « مستدرك » فضيل بن عياض را

و مرحوم شيخ نورى ( ره ) در « مستدرك » فى شرح حال كتاب « مصباح الشريعة » مىگويد : و بِالجُملَة : فَلا استَبعِدُ أن يَكونَ « المِصبَاحُ » هُو النُّسخَة الَّتى رَواها الفُضَيلُ ، و هُو عَلَى مَذاقهِ و مَسْلَكِهِ . وَ الَّذِى اعتَقِدُهُ أنّه جَمَعَهُ مِن مُلتَقَطاتِ كَلامِهِ [ كَلِماتِهِ ] أى الصَّادقَ عَلَيه السّلامُ فى مَجالِسِ وَعْظِهِ و نَصِيحَتِهِ ، و لو فُرِضَ فيه شَىءٌ يُخالِفُ مَضمُونُهُ بَعضَ ما فى غَيرِهِ و تَعَذَّرَ تَأوِيلُهُ فَهو مِنهُ عَلَى حَسَبِ مَذهَبِهِ لا مِن
هامش
1 - سوره الحديد ( 57 ) آيه 16 : [ آيا هنوز وقت آن نرسيده است كه دلهاى آنان كه ايمان آورده‌اند ، به ذكر خدا خاشع شود ؛ و در برابر آنچه به حقّ نازل شده است فروتن و تسليم باشند ؟ ] 2 - سفينة البحار ، ج 2 ، ص 369 ؛ بحار الأنوار ، ج 75 ، ص 225 ؛ الاختصاص ، ص 41 .