فِريَتِهِ و كِذبِهِ فَإنَّهُ يُنافِى وِثاقَتَهُ ؛ انتهى . [ 1 ]
بارى از خدمت حضرت صادق عليه السّلام به مكّه رفت و در سنهء 187 هجرى در روز عاشورا در آنجا وفات كرد .
گويند كه فضيل فرزندى داشته كه اسم او على بوده ، و او از پدرش در زهد و عبادت أفضل بوده است ؛ مگر آنكه زياد عمر نكرد و رحلت نمود . و در سبب موت او گفتهاند كه روزى در مسجد الحرام نزديك ماء زمزم ايستاده بود و شنيد كه شخصى قرائت مىكرد : وَ تَرَى الْمُجْرِمينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنينَ فِى الْأَصْفادِ ، سَرابيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ وَ تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّار ، [ 2 ] ناگهان صيحهاى زد و بر زمين بيفتاد و جان تسليم نمود .
اگر قيام امام حسين عليه السّلام نبود در روى زمين اسمى از قرآن نمىماند
بارى قرآن اينطور در دلها اثر مىكند . هدف پيغمبر اين بود كه تمام افراد را
هامش
1 - مرحوم نورى در خاتمه مستدرك ، ج 3 ، در ص 328 ، در اطراف مصباح الشريعة بحث مىكند و مىگويد كه : سيّد بن طاووس و كفعمى و شهيد ثانى بطور قطع آن را از حضرت صادق مىدانند ، گرچه بعضى از علماء در سندش تشكيك كردهاند ؛ و بالأخره در ص 333 نظريّهء خود را به جملات فوق بيان مىكنند : [ بهرحال بعيد نمىدانم كه كتاب « مصباح الشريعة » همان نسخهاى باشد كه فضيل بن عياض آن را روايت نموده باشد و اين كتاب بر مذاق و مسلك فضيل است . و آنچه به اعتقاد من راجح است آنكه فضيل مقدارى از كلمات امام صادق عليه السّلام را در مسائل مختلفه جمع آورى نموده است كه حضرت آنها را در مجالس وعظ و نصيحت بيان مىفرمودند . پس اگر مطلبى در اين كتاب مشاهده شد كه با بعضى از روايات و احاديث در جاى ديگر منافات دارد از كلمات و گفتار خود فضيل است كه نه به صورت كذب و افتراء به امام عليه السّلام بلكه بر اساس مذاق خود و برداشت خود از مطالب بيان كرده است ، زيرا وثاقت و جلالت فضيل اجازهء چنين احتمالى را نمىدهد . مترجم ]
2 - سوره إبراهيم ( 14 ) آيه 49 و 50 : [ و در روز قيامت ، اى پيامبر ! مجرمان را مىنگرى كه در غلّها و زنجيرها بسته شدهاند ، لباسهايشان از قطران است ، و آتش جهنّم چهرههايشان را پوشيده است . ]