واقعاً قرآن موعظهء الهى و شفاى دردهاى كامنه و متراكمهء در سينههاست ؛
و كتاب هدايت و موجب نزول رحمت است . مؤمن بايد به چنين كتابى دست زند و به فضل و رحمت خدا به آموزش قرآن شاد و مسرور باشد ، نه به حطام دنيا كه بهرهء بهائم و بىخردان است . مسلمين در اثر تعليم قرآن به جائى رسيدند كه واقعاً عقل از وصفش عاجز است . آن مردم مادّهپرست بىحميّت خونخوار بىعاطفه و انصاف كه دختران خود را زنده بگور مىنمودند ، به پيروى از قرآن مجيد بين دلهاى آنها مودّت و الفت چنان برقرار شد كه تصوّرش مشكل است .
از حذيفه روايت است از هشام كه : در جنگ بدر ظرفى از آب برداشتم كه به يكى از برادران دينى كه در گوشهء ميدان خون از بدنش ريخته و در آستانهء رحلت بود برسانم . چون به او نزديك شدم گفت : اين آب را به آن مردى كه در فلان محلّ است و مجروح به روى زمين افتاده برسان ! چون به او رسانيدم او گفت : برادر دينى من فلان در آن طرف ميدان بدنش آغشته به خون است ، آب را به او برسان او از من تشنهتر است ! چون آب را براى او بردم ديدم جان داده است ، چون به بالين دوّمى آمدم كه به او آب بدهم ديدم او هم جان سپرده است ؛ چون به سَر اوّلى رسيدم او نيز جان داده بود . كاسهء آب بر دستش بود و سه شهيد راه حقّ در عين تشنگى و جراحت جان سپردند و ايثار كردند . اينها همه دست در آستانهء توحيد زده بودند ، فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُون خمير با دل و جان آنها شده بود . [ 1 ]
كيفيت توبه فضيل بن عياض
در كتاب « سفينة البحار » قضيّهء فضيل بن عِياض [ 2 ] را نقل مىكند كه يك آيهء قرآن چنان در وجود او نشست و در جان او جاى گرفت كه برنامهء ساليان دراز دزدى و قتل و غارت او را بر باد داد ، توبه نموده از اولياى خدا و مقرّبان درگاه او شد ، داراى كرامات و حالات كه موجب عبرت اهل زمان باشد . مىگويد :
هامش
[ 1 ] - نور ملكوت قرآن ، ج 3 ، ص 276 .
[ 2 ] - عياض بكسر العين .