تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
مراد از بسط كفّ در دعاى رغبة أقرب بودن او به حال داعى در بسط آمال و حسن ظنّ اوست در اميدوارى به كرم خدا و عطاياى او به شخص راغب كه هنگام سؤال از حوائج خود دستهاى خود را براى احسان مىگشايد . و مراد از دعاى رهبة و قرار دادن پشت دستها بسوى آسمان ، با لسان ذلّت و احتقار به عالم السرّ و الخفيات ابراز و اظهار كردن است ، كه من اقدام بر بسط يد نمىكنم و روى دست خود را به جهت زمين قرار مىدهم از شدّت خجالت و شرمندگى . و مراد از تضرّع در حركت دادن دستها به طرف راست و چپ تأسّى كردن به شخص مصيبت زده در مواقع شدّت است ؛ چون او دستهاى خود را از شدّت پريشانى به راست و چپ حركت مىدهد . و مراد از تبتّل به بالا بردن انگشتان و پائين آوردن آنها به اينست كه معنى تبتّل انقطاع است ، و شخص منقطع براى وصول به مقصود و برآورده شدن حاجات خود با لسان حال مىگويد و با انگشت اشاره مىكند كه : من بسوى تو اى خدا منقطع شدم ، چون سزاوار اتّكاء و اعتماد هستى ! و با يك انگشت نه با همهء انگشتان بسوى وحدانيّت او اشاره مىنمايد . و مراد از ابتهال به دراز نمودن دستها مقابل صورت به سمت قبله يا به دراز كردن دستها و ذراعين بسوى آسمان يا به بالا بردن دستها و از سر نيز بلندتر نگاهداشتن ، بر حسب اختلاف رواياتى كه ابتهال را تفسير كرده است ، مراد نوعى از انواع عبوديّت و حقارت و ذلّت است ؛ مانند غريقى كه دستهاى خود را بلند مىكند و ذراعين خود را مكشوف مىدارد و متشبّث به أذيال رحمت خدا مىگردد ، و بر ريسمانهاى رحمت و رأفت او آويزان مىشود ، رحمت آن كسى كه مكروبين و گرفتاران را نجات مىدهد . و اين مقام منيعى است كه بنده نمىتواند ادّعا كند مگر در حال ذلّ و استكانت ، و در حال فيضان اشك و بلند شدن ناله و
أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 364 | السيد محمد حسين الطهراني