تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وال . [ 1 ] در اين آيهء مباركه مطلب را أعمّ بيان مىكند . تغيير ما بالأنفس موجب تغيير خارج است ؛ اگر تغيير از بدى بسوى خوبى باشد در خارج نيز از نقمتْ امور بسوى نعمت حركت مىكند ، و اگر تغيير نفس از خوبى بسوى بدى باشد در خارج نيز نعمت بسوى نقمت مىرود ، و آن ارادهء سوئى كه خداوند به قومى دارد نتيجه افعال آنهاست . اين مطلب كه واضح شد تأثير دعا روشن مىشود و او آنكه : دعا دست زدن به باطن عالم و استمداد از امر غيبى است و موجب حركت سلسلهء اسباب از مبدأ و منشأ آنهاست ؛ اگر انسان در حال دعا صد در صد توجّه و اخلاص و انقطاع به خدا داشته باشد نفس خود را به مبدأ حركات و سكونات خارجى رسانيده و در افق ارادهء كليّهء عالم وارد شده و از آنجا امور را بر طبق خواسته‌هاى خود اراده مىكند ، و اگر انسان در حال دعا چنين انقطاعى نداشت خود را در افق ارادهء كلّيه نمىتواند برساند و لذا دعاى او زمين مىماند و آن ارادهء بلا و نزول قضا كه قويتر است كار خود را مىكند و بلا و قضاى الهى نازل مىگردد . لذا دعا و بلا دائماً در كشمكشند ؛ هر كدام نيروى آن غالب باشد ديگرى را از بين مىبرد و خود اثر خود را مىگذارد . لذا هيچ بلا و هيچ قضائى نيست الّا آنكه با دعا قابل تغيير است ، و خارج از مقام دعا اصلًا قضاء حتمى وجود ندارد بلكه حتميّت قضا و عدم حتميّت آن بستگى به عدم دعا و وجود دعا دارد ؛ و تا انسان به قوّه و قدرت خود متّكى است و يا به غير خود اعتماد دارد و هنوز جام صبرش لبريز نشده است دعا مستجاب نيست ، بلكه چون صبر تمام شود آن وقت حال اضطرار و انقطاع است و در آن وقت نفسْ اتّصال با خداى خود پيدا مىكند
هامش
1 - سوره الرّعد ( 13 ) آيه 11 : [ همانا خداوند نعمت را بر مردمى تغيير نمىدهد ، تا زمانى كه آنان حالات خودشان را تغيير دهند چون خداوند براى مردمى ارادهء بدى داشته باشد بازگردانيدنى براى آن بدى نيست و از براى ايشان غير از خداوند هيچ والى نيست . ]