تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
تا يكسر موى از تو هستى باقيست * آئين دكان خودپرستى باقيست گفتى بت پندار شكستم رستم * اين بت كه ز پندار برستم باقيست
أولياء خدا حالاتى دارند كه با مردم عادى قابل سنجش نيست ؛ حقّاً « حَسَناتُ الأبرارِ سَيِّئاتُ المُقَرَّبِينَ » . [ 1 ] طاعت خدا كردن و مزد خواستن براى بهشت يا براى خوف از نار ، فكر مرگ بودن و فكر عواقب وخيم آن از براى متّقين بسيار خوب است ولى از براى أولياء و مقرّبين عين گناه است . گويند كه اوَيس [ 2 ] را گفتند كه : در اين نزديكى تو مردى است ، سى سالست كه گورى فرو كرده است و كفنى در آويخته و بر سر آن نشسته است و مىگريد ، و نه به شب قرار گيرد و نه به روز . اويس گفت : مرا آنجا بريد تا او را ببينم . اويس را نزديك او بردند ، او را ديد زرد گشته و نحيف شده و چشم از گريه در مغاك افتاده ؛ به دو گفت : يا فلان ! شَغَلَكَ القَبرُ عَنِ اللهِ . [ 3 ] اى مرد ! سى سالست تا گور و كفن تو را از خداى مشغول كرده است ، و بدين هر دو باز مانده‌اى و اين هر دو بت راه تو آمده است !
كار پاكان را قياس از خود مگير * گرچه باشد در نوشتن شير شير

در احوال محمّد بن أبىبكر و كيفيّت ولاى او به اهل بيت عليه السّلام

محمّد بن أبىبكر رضوان الله عليه جوان بود ، ولى در اثر معرفت و تجلّيات انوار الهى از پيران گوى سبقت را ربوده بود ، و از أصفياء اصحاب أميرالمؤمنين
هامش
[ 1 ] - اين عبارت در تفسير الميزان ، ج 6 ، ص 366 نسبت به مشهور داده شده است . [ 2 ] - تذكرة الأولياء ، ص 32 . [ 3 ] - [ اين قبر تو را از ياد خدا باز داشته است . مترجم ]
أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 301 | السيد محمد حسين الطهراني