تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
خداوند به حضرت ابراهيم از آن عجوزهء فرتوت اسحاق را عنايت كرد ، و از حضرت هاجر اسماعيل را عنايت كرد . حضرت ابراهيم سپاس خداى بجا آورد : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى وَهَبَ لى عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّى لَسَميعُ الدُّعاء . [ 1 ] مىفرمايد : چون خداوند ، شنواى خواست و دعاى بندگانست در زمان پيرى و كبر به من اين دو فرزند برومند را عنايت فرمود . حضرت زكريّا نيز در زمان پيرى و عقيم بودن عيالش از خدا تقاضاى فرزند كرد ؛ همين كه در بيت المقدس آمد و مائدهء آسمانى را در نزد مريم عذرا ديد ، و پرسيد : اين تحفه و غذا را از كجا آوردى ؟ و مريم جواب داد كه از نزد خدا آمده ، و خدا هر كس را بخواهد بدون حساب روزى مىدهد ! آنجا حضرت زكريّا دست به دعا برداشت و از خداى خود ذريّهء طيّبه درخواست كرد كه وارث او و وارث آل يعقوب باشد : هُنالكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لى مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّة طَيِّبَة إِنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ ، فَنادَتْهُ الْمَلائِكَة وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّى فِى الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَة مِنَ اللَّهِ وَ سَيِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحين ، قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لى غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِىَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتى عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاء . [ 2 ]
هامش
1 - سوره ابراهيم ( 14 ) آيه 39 : [ حمد و ستايش اختصاص به خدا دارد ، خدائى كه در سنين پيرى به من اسماعيل و اسحاق را بخشيد ، و بدرستى كه پروردگار من درخواست و دعاى بندگان را مىشنود . ] 2 - سوره آل عمران ( 3 ) آيات 38 إلى 40 : [ در آن هنگام ( كه ) زكريّا پروردگارش را خوانده گفت : پروردگارا از نزد خودت فرزند پاكيزه ( صالح و شايسته ) به من ببخش ( چنان كه مريم را به مادرش حنّه بخشيدى ) كه تو شنواى ( پذيرنده و روا كننده ) دعاء و درخواستى . پس فرشتگان او را درحاليكه در محراب و نمازگاه ايستاده نماز مىگزارد آواز داده و خواندند كه خدا ترا به يحيى مژده مىدهد در حالى كه تصديق كننده ( ايمان آورنده ) به كلمه و سخن از جانب خدا ( عيسى عليه السّلام ) است و سيّد و مهتر و فرونشسته از زن ( يا باز دارنده خود از شهوات و خواهشها ) و پيغمبرى از نيكوكاران ( بزرگواران ) است ( چون همه پيغمبران نكوكارانند ) . زكريّا گفت : پروردگارا كجا ( چگونه ) براى من فرزندى باشد درحاليكه مرا پيرى و بزرگسالى فرارسيده ، و زنم نازاد است ، خدا ( از راه وحى به او ) فرمود : در همين حال كه هستيد خدا قادر و توانا است بر آنچه را كه خواهد . ]