تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

هنگام عطاياى وهبيّه ، حضرت حقّ دل عبد را متوجّه دعا مىكند

در روايات وارد است كه چنانچه خدا بخواهد موهبتى به بندهء خود عنايت كند - گرچه غير مترقّب باشد - دل او را متوجّه دعا مىكند . در حالات حضرت ابراهيم خليل الله مىفرمايد كه در پاسخ عموى خود آذر و بت پرستان ديگر گفت : وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّى عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّى شَقِيًّا ، فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا [ 1 ] اينكه حضرتش مىفرمايد : اميد است كه نسبت به دعا كردن و خواستن از پروردگار خود شقى نباشم ، منظور همان حال تذلّل و خشوع است ؛ چون شقاوت در اينجا به معنى استكبار و سختى دل است . يعنى من اميد دارم از مستكبران از عبادت خدا و از بىنيازان به دعا و توجّه به ساحت مقدّس او نبوده باشم . در اين حال خدا در سنّ يأس و پيرى درحاليكه عيال او ساره نيز عجوزه‌اى عقيم بود و به كلّى دست از زناشوئى شسته بود ، حضرت اسحاق را از ساره به او عنايت كرد .
هامش
1 - سوره مريم ( 19 ) آيه 48 و 49 : [ و از شما و آنچه جز خدا ( بتهاتان كه آنها را ) مىخوانيد ( مىپرستيد ) كناره گيرم ، و پروردگار خود را مىخوانم ( مىپرستم ) اميد است به خواندن و پرستش پروردگارم ( از ثواب و پاداش سراى ديگر ) بدبخت و بىبهره نباشم ( چنان كه شما از پرستش خدايانتان از آن پاداش بىبهره‌ايد . ) . پس چون ابراهيم از ايشان ( خويشان و هم‌ميهنان خود ) و از آنچه ( بتهايى را كه آنها را ) جز خدا مىپرستيدند كناره گرفت ( و به شام و فلسطين رفت ، بجاى خويشانش كه از آنها دورى گزيد ) اسحاق و يعقوب ( پسر اسحاق ) را به او بخشيديم ، و هر يك از اسحاق و يعقوب را پيغمبر گردانيديم ( تا مردم بوسيله ايشان به راه حقّ و درست راه يابند ) . ]