و در « كافى » نقل مىكند از عبدالله بن فضل نوفلى رَفَعه ، قال :
ما قَرَأتُ الحَمدَ عَلَى وَجَعٍ سَبعيِنَ مَرَّة إلَّا سَكَنَ . [ 1 ]
و از معاوية بن عمّار عن أبىعبدالله عليه السّلام ، قال :
لَو قَرَأتَ الحَمدَ عَلَى مَيِّتٍ سَبعِينَ مَرَّة ثُمَّ رُدَّتْ فيهِ الرُّوحُ ، ما كانَ ذَلِكَ عَجَبًا . [ 2 ]
و از جابر ، قال :
فضيلت قرائت مسبّحات قبل از خواب
سَمِعتُ أبا جَعفَرَ عَلَيهِ السّلامُ يَقولُ : مَن قَرَأ المُسَبِّحاتِ كُلَّها قَبلَ أن يَنامَ ، لَم يَمُتْ حَتَّى يُدرِكَ القَآئِمَ ، و إن ماتَ كانَ فى جَوارِ مُحَمَّدٍ النَّبِىِّ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ و آلِهِ . [ 3 ]
قرآن روح را لطيف و حال را خوش و همّ و غمّ را از انسان مىزدايد و در مكان امن و افق امان انسان را مىبرد .
در كتاب « كافى » با إسناد خود از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت مىكند ، قال :
قُلتُ : إنَّ قَومًا إذا ذَكَرُوا شَيئًا مِنَ القُرآنِ أو حُدِّثُوا بِهِ ، صَعِقَ أحَدُهُم حَتَّى يُرَى أنَّ أحَدَهُم لَو قُطِّعَتْ يَداهُ أو رِجلَاهُ لَم يَشعُر بِذَلِكَ ؛ فَقالَ : سُبحانَ اللهِ ! ذاكَ مِنَ الشَّيطانِ ، ما بِهَذا نُعِتُوا ! إنَّما هُوَ اللِينُ والرِّقَّة و الدَّمعَة و الوَجَلُ . [ 4 ]
هامش
1 - همان مصدر ، ص 623 : [ من سورهء مباركهء حمد را براى هيچ دردى هفتاد بار نخواندم ، مگر آنكه آن درد آرام گرفت . ]
2 - همان مصدر : [ اگر سورهء حمد را بر مردهاى خواندى به مقدار هفتاد بار ، و پس از آن روح به كالبدش برگشت ، عجب نيست . ]
3 - همان مصدر ، ص 620 : [ كسى كه قبل از خوابيدنش تمام سورههاى مسبّحات را بخواند ، نمىميرد مگر آنكه قائم آل محمّد را ادراك مىكند ؛ و اگر بميرد ، در جوار محمّد پيامبر صلّى الله عليه و آله و سلّم خواهد بود .
أقول : مراد از مسبّحات ، پنج سوره است كه ابتداى آن با سبّح و يا يسبّح شروع مىشود . ]
4 - همان مصدر ، ص 616 : [ جمعى هستند كه چون خودشان از قرآن چيزى را بگويند يا براى آنان گفته شود ، مدهوش روى زمين مىافتند بطورى كه اگر فرضاً دو دستشان و يا دو پايشان را قطع كنند ادراك نمىكنند ؟ !
حضرت فرمود : سبحان الله ! اين حال از شيطان است ؛ مؤمنين در وقت خواندن قرآن و يا شنيدن آن ، در كتاب خداوند متعال ، بدين صفات توصيف نشدهاند ! بلكه قرآن موجب نرمى و
رقّت دل ، و اشك ، و ترس مىگردد . ]