تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أنوار الملكوت (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١

حالات و صفات متّقين در قرائت قرآن

حضرت أميرالمؤمنين عليه السّلام در « نهج البلاغة » از زمرهء صفات متّقين مىفرمايد : أمّا اللَيلُ فَصَآفُّونَ أقدامَهُم تالِينَ لأجزَآءِ القُرآنِ يُرَتِّلُونَهُ تَرتِيلًا ، يُحَزِّنُونَ بِهِ أنفُسَهُم و يَستَثِيرُونَ بِهِ دَوَآءَ دَآئِهِم ، فَإذا مَرُّوا بِآيَة فيها تَشوِيقٌ ، رَكَنُوا إلَيها طَمَعًا ، و تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُم إلَيها شَوقًا ، و ظَنُّوا أنَّها نُصبُ أعيُنِهِم ، و إذا مَرُّوا بِايَة فيها تَخوِيفٌ أصغَوا إلَيها مَسامِعَ قُلُوبِهِم ، و ظَنُّوا أنَّ زَفِيرَ جَهَنَّمَ و شَهِيقَها فى اصُولِ آذانِهِم ! [ 1 ] و يقين آنها به سرحدّى مىرسد كه : فَهُم وَ الجَنَّة كَمَن قَد رَآهَا فَهُم فِيها مُنَعَّمُونَ ، و هُم و النّارُ كَمَن قَد رَآهَا فَهُم فِيها مُعَذَّبونَ . [ 2 ]
هامش
1 - نهج البلاغة ، شرح عبده ، ج 2 ، ص 161 : [ امّا چون شب شود بر پاخاسته ، گامهاى خود را منظّم و مرتّب پهلوى هم بطور صفّ ، رو به قبله ايستاده و مشغول تلاوت اجزاء قرآن مىشوند ؛ با حال ترتيل و تأمّل و تأنّى و رسيدگى به حفظ وقوف و اداء حروف ، و از آن ، رسيدن به معنى و محتوى و مفهوم و مراد ؛ نه با حال شتاب و عجله كه تند تند بخوانند ؛ نه از ظاهر ، نه از باطن آن كامياب نشوند . با خواندن قرآن ، جانهاى خود را به تفكّر و حزن و اندوه درمىآورند . و با قرآن دواهاى دردهاى مختفى و پنهان خود را در اثر هيجان قلبى و بر انگيختگى نفسى و روحى بدست مىآورند . و با بكاء ، و ندامت ، و حسرت ، و شوق ، و ذوق ، و وله ، و عشق ، و تيمان ؛ غبارها و آلودگيهاى روان و انديشه را كنار زده ، از مطالعهء حاقّ نفس به معالجهء آن مىپردازند . چون به آيه‌اى برسند كه در آن تشويق و ترغيب و رحمت و بشارت و رضوان و بهشت باشد ، از روى ميل و خواست حتمى بدان اعتماد كنند ، و نفوسشان براى وصول بدين مقامات سر برآورد و نظاره كند ؛ گويا اينها همه در برابر مرأى و منظر ديدگان آنهاست . و چون به آيه‌اى برسند كه در آن تخويف و تهديد و بيم و نقمت و وعيد و عذاب و دوزخ باشد ، با ته گوشهاى دلشان بدان گوش فرا دهند ؛ و چنين مىدانند كه : صداى زفير و شهيق جهنّم ( كه صداى بدوى و صداى نهائى آن است ، همچون نعيق حمار در به دو و انتهاى نعره‌اش ) در بيخ و بن گوشهايشان است . ] 2 - همان مصدر : [ حال ايشان با بهشت ، به مانند حال كسى است كه بهشت را ديده باشد بنابراينآنان در اين بهشت متنعّم هستند . و حال ايشان با آتش دوزخ ، به مانند حال كسى است كه آتش دوزخ را ديده باشد . بنابراين آنان در اين دوزخ معذّبند . ]